![]() |
![]() |
|
| عقده گشایی یک ذهن خسته |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 تیر1388ساعت 5:57 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 7:11 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
چندتا صوت مخصوص شهادت حضرت زهرا (ع) به علت کمبود وقت مطلب دیگه ای نتونستم آماده کنم التماس دعا حاج سعید حدادیان حاج حسن خلج حاج حسن خلج
سیدمجید بنی فاطمه حاج حسن خلج |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 5:16 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 7:19 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 3:31 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست....
مثل یک چوب بلال , که تو قبرستون افتاده باشه
شعر ودکلمه زنده یاد حسین پناهی شادی روحش... لطفا برای شنیدن دکلمه پلی کنید والبته کمی صبر کنید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 10:55 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
ضمن تبریک به مناسبت میلاد اسوه صبر و استقامت حضرت زینب کبری(س) نظر دوستان عزیز را به قسمتی از سخنرانی استاد رحیم پورازغدی در این رابطه جلب می کنم لطفا پلی کنید |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
میخوام تو رو می خوام تو رو که باشی ، جون بدی تا نمیرم
اگه یه روز بمیرم ، اگه یه روز بمیرم
شعر و موسیقی از رضا صادقی لطفابرای شنیدن موزیک پلی کنید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 1:59 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 9:29 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
پروانه ها
آخ تصور کن آن ها در اندیشه چیزی مبهم که انعکاس لرزانی از حس ترس و امید را در ذهن کوچک و رنگارنگشان می رقصاند به گلها نزدیک می شوند یادم می آید روزگاری ساده لوحانه صحرا به صحرا و بهار به بهار دانه دانه بنفشه های وحشی را یک دسته می کردم عشق را چگونه می شود نوشت در گذر این لحظات پرشتاب شبانه که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند من تو را او را کسی را دوست می دارم شعر و دکلمه زنده یاد حسین پناهی شادی روحش...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 4:1 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 11:38 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 فروردین1388ساعت 7:7 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 فروردین1388ساعت 12:44 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
حسین(ع) عقل سرخ (گفتاری ازدکترحسن رحیم پورازغدی) امام حسين(ع) به هدف و انگيزهي تشكيل چه نوع حكومتي به پيشواز آن همه مصائب رفت؟ اين حكومت، يك حكومت اسلامي ممكن بود يا رؤيا و اتوپيا بود؟ به طور كلي آيا حكومتي بر پايه و اساس احكام و قوانين اسلامي ميتواند وجود خارجي داشتهباشد يا صرفاً مدينهي فاضلهايست خيالي و دور از دسترس؟آن حكومت ديني كه حسين(ع) ميخواست دوباره اقامه شود، حكومتي بود كه در آن علي (ع) مصقله بن هويره را كه از كاگزاران خويش بود، به جرم قوم و خويش بازي در حكومت، گوشمالي داد. حكومتي كه با علا بن زياد، يكي ديگر مسئولين كه خانه اي اشرافي براي خود ساخت، برخورد كرد. حكومتي كه وقتي منذر بن جارود، پارتي بازي كرد، حضرت او را كوبيد. حكومتي كه وقتي عبدالله بن زمعه، سهم اضافي از اموال عموم و بيت المال براي خود خواست، حضرت امير (ع) او را پيش چشم مردم، تحقير كرد. حكومتي كه وفتي عثمان بن حنيف، حاكم بصره، در ميهماني سرمايه دارها شركت كرد و فقط در ميهماني شركت كرد و بر سفره آنها نشست، او را به شدت توبيخ كرد. حكومتي كه وقتي ابن عباس، پسر عموي خود علي (ع)، در حاكميت، خطا كرد، او را در هم كوبيد و گفت: «به خدا سوگند، با شمشيري تو را خواهم زد كه هر كس را با اين شمشير زدم، به جهنم رفت.» حكومتي كه آهن گداخته به دست برادرش عقيل نزديك كرد، چون سهم اضافي از بيت المال مي خواست. حكومتي كه ابوالاسود دوئلي را كه از اصحاب درجه يك خود علي بن ابي طالب (ع) و آدم صالح و شريفي بود، از قضاوت عزل كرد؛ براي آنكه صدايش را در جلسه دادگاه بلند كرده بود.حكومتي كه حسين (ع) به خاطر آن شهيد شد، حكومتي بود كه اهل سازش و سستي نباشد. ضرت امير (ع)، نكته مهمي فرمودند كه بايد اين تعبير را مجريان همهي حكومتها ببينند. روايت بسيار مهمي است. فرمودند: «كساني مي توانند حكومت ديني واقعي تشكيل بدهند كه اهل مداهنه و سازشكاري و مصانعه و رياكاري نباشند؛ كساني كه با صاحبان قدرت و ثروت و با جناحهاي قوي و سرمايهدارها و با قدرتهاي داخلي و خارجي، معامله نكنند و نترسند؛ كساني كه محافظهكار نباشند».آري فقط اينان ميتوانند. حكومتي كه وقتي ابن حرمه ــ ناظر مالي بازار اهواز ــ دزدي كرد، رشوه گرفت و اختلاس كرد، حضرت امير (ع) او را به زندان انداخت و دستور داد او را به انفرادي بردند (يعني ملاقات ممنوع شد) و فرمود او را در نماز جمعه و جلوي چشم مردم، شلاق بزنيد نه اينكه مجازات مخفي كنيد؛ بلكه آبرويش را بريزيد. حكومتي كه امام حسين (ع) ميخواست احياء كند. حكومتي كه خودش و مردم قبلاً تجربه كرده بودند و در عاشورا به خاطر همان اصول كشته شد.آري، حكومتي كه وقتي شخص اول آن در كوفه، روز عيد قربان، دخترش امكلثوم را ديد كه گردنبند مرواريد بسته، با نگاه خود به او اعتراض كرد كه اين چيست كه بستهاي؟ خواهش مي كنم به دقت توجه كنيد كه خيلي جمله عجيبي است. حضرت امير از دخترش ميپرسد: «اكل نساء المهاجرين تتزين بمثل هذا لعيد؟»؛ آيا همهي دختران و زنان شهر در روز عيد قربان ميتوانند چنين گردنبندي را كه تو بستهاي، ببندند؟» حتي اگر تو از راه قانوني خارج نشده باشي، آيا همهي دختران اين جامعه ميتوانند چنين گردنبندي ببندند؟ گفت: «نه.» فرمود: «تو دختر خليفهاي. پس تو هم حق نداري اين گردنبند را ببندي. شما وقتي حق داري چنين گردن بندي كه همهي دختران و زنان اين شهر چنين امكاناتي داشتهباشند؛ چون فرزند مسئولين حكومت اسلامي هستيد.»حكومت ديني كه حسين (ع) مي گويد، غير از حكومت دينياي است كه من و تو درباره آن حرف ميزنيم كه در آن، همه كار ميشود كرد و اسمش را فقط اسم ديني ميگذاريم و يك عنوان مذهبي روي هر چيزي ميتوان گذاشت. حكومتي كه امام حسين (ع) به دنبال آن بود، حكومتي بود كه در آن بشود حاكمان را نهي از منكر كرد. «اقولهم بمرالحق» يعني تندترين منتقدان دلسوز، نزديكترين رده به مسئولان باشند و كساني كه بتوانند بدون سازشكاري و محافظهكاري عليه فسادها انتقاد صادق و صريح بكنند. حكومتي كه در آن، افرادي كه كار بلد نيستند، شرعاً حرام و ممنوع باشد كه قبول مسئوليت بكنند. حضرت امير (ع) فرمود: «فهو خائن.»؛ يعني كساني كه كار را نميشناسند ولي مسئوليت قبول ميكنند، خائن هستند. حكومتي كه قوموخويشبازي و پارتيبازي و آقازادهبازي و اين حرفها در آن نيست. حكومتي كه فرمود: «انما الوالي بشر.» حاكمان، بشرند و مثل همهي بشرها در معرض خطرند و بايد مراقب خودشان باشند. حكومتي كه حسين (ع) به دنبال ساختن آن بود و شهيد شد، حكومتي بود كه سطح زندگي مسئولين درجه يك و دوي آن، وزيرش، وكيلش، رئيس جمهورش، رئيس قوهي قضاييه، رئيس دادگستري، رئيس مجلس و نمايندهي مجلس آن در حد متوسط مردم به پايين باشد. نبايد خانههاي آنها در منطقهي بالاي شهر باشد و در كنار اشراف زندگي بكنند.اين است حكومتي كه حسين بن علي (ع) براي تشكيل آن شهيد شد. حكومتي كه فرمود حاكمان آن نبايد اهل مسامحه و سازشكاري و رياكاري باشند. اگر كساني در حكومت اسلامي، باندبازي و حزب بازي و قوموخويشبازي بكنند، حضرت امير (ع) فرمود: «اينها محاربند و اعلام جنگ با خدا و رسولش داده اند.» حكومتي كه فرمود: «من عدل في سلطانه استغني عن اعوائه.»؛ يعني «اگر عدالت را اجرا بكنيد، ديگر احتياجي به تبليغات و مهندسي مصنوعي افكار عمومي و جلب توجه مردم نداريد؛ بلكه خود عدالت، با صداي بلند حرف ميزند. اجراي عدالت، خودش حرف ميزند. با عملتان حرف بزنيد». فرمود: «عدالت را اجرا كن.» «و احذر الحيف»؛ «از ستم بپرهيز.» «الحيف يدعوا الي السيف»؛ «ستم و بي عدالتي، زمينه شورش و درگيري و خشونتهاي اجتماعي را ايجاد ميكند.»در برابر اين ايده، امويها، عباسيها دنبال حكومتي به ظاهر ديني بودند كه كسب و حفظ قدرت به هر قيمت را تعقيب ميكرد و نزد آنان، نگاه غير ارزشي و غير ايدئولوژيك به حكومت و سياست، اصالت داشت و صرفاً دنبال مسابقه قدرت و دنياپرستي بودند. امام حسين (ع) در قيام عاشورا، به همه اين ريزهكاريها توجه داشتند و جنبش كربلا، يك عمليات استشهادي و عاشقانه بود اما صرفاً محدود در عشق نبود. باطناً يك سلوك عارفانه الي الله بود. اما امام (ع) به همهي آثار اجتماعي و تاريخي آن، همه آثار تربيتي، سياسي و فرهنگي آن كاملاً توجه داشتند و اين سلوك عاشقانه، در عين حال، يك رفتار عاقلانه بود و اصولاً عشق و عقل در منطق عاشورا هووي يكديگر و پشت به يكديگر نيستند. عشق عاشورايي، عاقلانه است و عقل عاشورايي، عارفانه است. يك پديده است با دو بعد، يكي بعد سلوكي و رو به خدايي و ديگري، بعد اجتماعي و رو به حلقي، و هر دو مهم و هر دو، به يكديگر مربوطند. (گفتاری ازدکترحسن رحیم پورازغدی)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 آبان1387ساعت 9:9 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
مردم را عاشق شو،در روح ایشان جستجو کن،اگر چنین کنی نیازی به سینما نداری و نیازی به خواندن داستان نیست ،هر انسان داستانها و فیلمهای بسیار در خود دارد؛ ولی ما به مردم گوش فرا نمیدهیم .ما چهره در چهره به مردم نظر نمیکنیم، دست ایشان در دست نمیفشریم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 11 آبان1387ساعت 9:29 بعد از ظهر توسط خسته |
|
![]() Look into the others eyes, many frustrations
به چشمان دیگران نگاه کن ،ناامیدیهای زیادی میبینی
Read between the lines, no words just vibration
اما اگر به نیازشان پی ببری ،هیچ نمیگویند و تنها تکان میخورند
Don't ignore hidden desires
آرزوهای پنهانت را نادیده نگیر
Pay attention,you're playing with fire
مراقب باش تو داری با آتش بازی میکنی
******
Silence must be heard, noise should be observed
سکوت بایستی شنیده شود،سرو صدا بایستی مشاهده شود
The time has come to learn, that silence…
زمان یادگیری فرا رسیده است، آن سکوت....1
Silence must be heard
آن سکوت باید شنیده شود
Or diamonds will burn ,friendly cards will turn Cause silence has the right to be heard
والماسها خواهند سوخت وکارتهای تبریک دوستانه برگشت خواهند خورد
زیرا سکوت حقِ شنیده شدن دارد
******
People talk too much for what they have to say
مردم در مورد آنچه باید بگویند زیاد صحبت میکنند
Words without a meaning,just fading away
کلمات بدون معنی که فقط رنگ میبازند
******
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 8:39 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 7:27 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 10:54 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 مهر1387ساعت 10:30 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 مهر1387ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
این متن رو از سایت تبیان کش رفتم برای خودم که خیلی راهگشا بوده پیشنهاد میکنم شما هم بخونین البته میدونم زیاده در دید اول آدم میترسه تا آخرشو بخونه ولی خالی از لطف نیست اگر اندكی دقت كنید، متوجه خواهید شد كه شما آگاهانه و یا ناخود آگاه به دنبال دوست هستید. اما آیا تا كنون فكر كرده اید كه دوستی چیست و دوستی حقیقی كدام است؟ از آنجا كه انسان موجودی اجتماعی است، صرف نظر از اینكه در چه جامعه ای زندگی می كند طبعاً به دنبال یافتن یاران و دوستان و همراهانی برای خود است . البته چون این گزینش در میان اقوام و ملل مختلف، شكل های متنوعی پیدا می كند و با انگیزه های گوناگون یا بر اساس احساسات متفاوت عقلانی، عاطفی و غیر از آن به وجود می آید ، تعاریف مختلفی نیز از این واژه ارائه شده است. گروهی دوستی را صرفاً به معنای " معاشرت" دانسته اند. گروهی دیگربراین باورند كه دوستی عبارت است از یك نوع ارتباط خاص كه درمقاطع مختلف و یا در زمانی خاص، میان افراد پیدا می شود. برخی دیگر نیز معتقدند كه دوستی یك نوع قرار داد اخلاقی است كه با انگیزه های خاص دنیوی و اخروی بین افراد به وجود می آید. دوستی یعنی چه ؟درتفسیرالمیزان درتوضیح كلمه " أَخِلاّء" دوستی چنین تعریف شده است: " كلمه أخلاّء جمع خلیل به معنای دوست است. و اگر دوست را خلیل گفته اند بدان جهت است كه آدمی، خُلّت یعنی حاجت خود را به او می گوید. و ظاهراً مراد از اخلاّء، مطلق كسانی است كه به یكدیگر محبت می كنند. چه متقین و اهل آخرت كه دوستی شان با یكدیگر به خاطر خداست( نه به خاطر منافع مادی) و چه اهل دنیا كه دوستی هایشان به منظور منافع مادی است . " در كتاب " المحجّة البیضاء " ، دوستی چنین تعریف شده است: " دوستی یعنی همنشینی، معاشرت و گفتگوی انسان با افرادی كه به آنها علاقه و محبت دارد، زیرا با غیر دوست معمولاً كسی قصد معاشرت ندارد. این دوستی و ارادت و محبت ، یا لِذاته است (یعنی به خودی خود مطلوب است ) و یا مجازی و واسطه ای است كه انسان به وسیله آن به دوست حقیقی برسد." بنابراین دوستی ها ممكن است براساس منافع مادی وخواهش های نفسانی و اغراض و احساسات باشد و یا بر اساس یك انگیزه صحیح . با استفاده از آنچه گذشت، دوستی صحیح بر اساس معیارهای دینی را این چنین تعریف می شود : محبت، علاقه، ارتباط روحی، حسن معاشرت و گفتگو میان دو فرد و یا بین افراد جامعه با ملاك صحیح و انگیزه های الهی ، به طوری كه دوستان بر اساس آن بتوانند نیازهای فردی و اجتماعی و احتیاجات دنیوی و اخروی خود را تأمین كنند. دوستی حقیقیاین نوع از دوستی مخصوص اولیاء و مؤمنان واقعی است كه تمام ارادت و انس و محبت خود را نسبت به خداوند تبارك و تعالی و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام صرف نموده اند. آری اینان نخبگان عالم و كسانی هستند كه از غیر دوست رسته ، و به دوست پیوسته اند و آنچنان لذت این دوستی را چشیده اند كه حاضر نیستند دنیا و آنچه در آن است را با لحظه ای انس و محبت و مناجات با خدای تعالی و ارادت به ساحت معصومین علیهم السلام عوض كنند. زیرا آنها خود مصداق واقعی این آیه هستند : " والّذینَ آمَنوُا أَشَدُّ حُبًّا لِلّه"( سوره بقره آیه 165 ) آنان كه ایمان دارند بیشترین محبت و عشقشان به خداست . دوستی مجازیبرپایه آنچه تا بدین جا درتعریف دوستی گفته شد روشن می شود كه هرعلاقه و محبتی كه انسان به غیرازخداوند تبارك و تعالی و ائمه معصومین علیهم السلام دارد، دوستی مجازی است. حال اگر این دوستی برخاسته از خواهش های نفسانی و شر و فساد باشد ، رهزن آدمی است و انسان را به منجلاب فساد می كشد و اصولاً چنین دوستی هایی ناپایدار خواهد بود. اما اگر این دوستی، دارای معیار صحیح بوده و از انگیزه الهی و فطرت انسانی نشأت گرفته باشد، ضمن آنكه پایدار می ماند، سرانجام انسان را به سعادت رهنمون خواهد شد. بی شك یك مسلمان كه با نگاه دینی، روش زندگی خود را ترسیم می كند و تمام مراحل و ابعاد آن را حركت به سوی كمال می داند؛ درانتخاب دوست- كه سهم عظیمی درسعادت وشقاوت دارد ونقش مهمی در زندگی بایفا می كند- دقت كامل را به عمل می آورد و دوستانی را جهت معاشرت و زندگی برمی گزیند كه در این مسیر یار و مددكار او باشند. در این صورت است كه این نوع دوستی و محبت مجازی، به بستر و واسطه ای برای رسیدن به آن حقیقت مطلق تبدیل می شود. آنچه دراین مجمل، با استفاده از رهنمودهای انسان ساز پیشوایان معصوم علیهم السلام بیشتر به آن خواهیم پرداخت، این نوع از دوستی است. بهترین دوستاننخستین نكته ای كه در اینجا باید بر آن تأكید شود این است كه دوستی و محبت دارای مراتب و درجاتی است. نباید تصور كرد كه دوستی بین افراد، یكسان است. حقیقت این است كه دوستان مراتب مختلفی دارند؛ بعضی به عنوان دوست كامل شناخته می شوند ؛ زیرا از همه ی ویژگی ها و شرایط یك دوست كامل برخوردارند و بعضی شرایط كمتری را در خود جمع كرده اند. با مطالعه احادیث و روایات هم به این مطلب پی می بریم كه دوستان به چند نوع تقسیم شده اند. امام صادق علیه السلام فرموده است: دوستی و رفاقت حدودی دارد. كسی كه واجد تمام آن حدود نیست، دوست كامل نیست و آن كس كه دارای هیچ یك از آن حدود نباشد اساساً دوست نیست. اول آن كه: ظاهر و باطن رفیقت نسبت به تو یكسان باشد. دوم آن كه: زیبایی و آبروی تو را جمال خود ببیند و نازیبایی تو را نازیبایی خود بداند. سوم آن كه: دست یافتن به مال و یا رسیدن به مقام ، روش دوستانه او را نسبت به تو تغییر ندهد. چهارم آن كه: در زمینه رفاقت ، از آنچه و هر چه در اختیار دارد نسبت به تو مضایقه نكند. پنجم: تو را در مواقع مشكلات و مصائب ترك نگوید. با اطمینان می توان گفت كه اینها دوستان برترهستند و اگر دوستی با این خصوصیات پیدا كردید، بدانید كیمیایی یافته اید كه نباید آن را به آسانی از دست دهید. زیرا ارتكاب چنین خطایی از خرد به دور است و همان گونه كه امام صادق علیه السلام می فرماید: دوستی برادران مؤمن، جزئی از دین می باشد و شخص عاقل مراقب دین خود است. آن حضرت در حدیث دیگری فرمود: رفقای صمیمی سه دسته اند: 1- كسی كه مانند غذا از لوازم ضروری زندگی به حساب می آید و آدمی در همه حالات به وی نیازمند است؛ و او رفیق عاقل است. 2- كسی كه وجود او برای انسان به منزله یك بیماری رنج آور است؛ و آن رفیق احمق است. 3- كسی كه وجودش نافع و به منزله داروی شفابخش و ضد بیماری است؛ كه او رفیق روشنفكر بسیار عاقل است. تفاوت بین دوستان و مراتب دوستی احتیاج به دلیل و برهان ندارد. لابد شما در زندگی دوستانی دارید كه دوستی با آنان عذاب آوراست و به این ترتیب همیشه سعی می كنید خود را از آنان دور نگه دارید. در مقابل بعضی هستند كه انسان حاضر است با صرف ساعت ها وقت وطی مسافت های طولانی و یا با تحمل رنج و مشقت، او را پیدا كند و ساعتی با او همنیشن باشد. این مطلب همان چیزی است كه ما از آن به عنوان مراتب دوستی یاد كردیم. معیار دوستیهمان طور كه در تعریف دوستی اشاره شد، دوستی باید بر اساس معیار و ملاك صحیح استوار باشد. زیرا معمولاً ملاك افراد جهت گزینش دوستان، متفاوت است. چه بسا افرادی كه با مقاصد نفسانی برای رسیدن به خواسته های دنیوی و یا بر اساس مقاصد شرورانه و مفسدت آمیز یا انگیزه های عاطفی غیرمعقول – تعصب ها- و خلاصه دوستی های بی بنیاد و تصادفی اقدام به انتخاب دوست كنند. اما مسلمانی كه با چراغ راهنمای عقل و با تدبیر و اندیشه، كلیه نیازهای مادی و معنوی و از آن جمله دوست یابی خود را تأمین می كند قطعاً دوستان خود را با ملاك صحیح و انگیزه الهی و برای خدا برمی گزیند. او می داند كه تنها دوستی های پایدار، دوستی اهل ایمان است كه در دنیا و آخرت باقی خواهد ماند، چنان كه قرآن كریم می فرماید: " الأَ خِلاّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌ إلاَّ المُتَّقین"( سوره زخرف – آیه 67 ) در قیامت همه دوستان به استثنای متقین، دشمن یكدیگرند. اصولاً لازمه دوستی متقابل این است كه یك طرف، طرف دیگر را به كارها و وظایفش كمك كند. اگر این كمك در غیر رضای خدا باشد، در حقیقت به بدبختی و شقاوت و عذاب دائمی آن طرف كمك كرده است. از همین رو قرآن نیز در حكایت گفتار ستمگران در قیامت فرموده كه: " یا وَیلـَتی لَیتَـنی لَمْ أَتَّخِذْ فـُلاناً خَلیلاً ."( سوره فرقان – آیه 28 ) ای كاش فلانی را دوست خود نگرفته بودم. بر خلاف دوستی های متقین كه دوستی مایه پیشرفت آنان در راه خداست و در روز قیامت هم به سود ایشان خواهد بود. در حدیثی از امام صادق علیه السلام این گونه می خوانیم: " مَنْ أَحَبَّ للهِ وَ أَبْغَضَ للهِ وَ أَعْطی للهِ عَزَّوَجَلَّ فَهُوَ مِمَّنْ كَمُلَ إیمانُه."( بحارالانوار ، ج 69 ، ص 238 ) كسی كه برای خدا دوست بدارد و برای خدا دشمن بدارد وبرای خدا ببخشد، از كسانی است كه ایمانش كامل شده. آن حضرت در حدیث دیگری می فرماید: از محكم ترین دستگیره های ایمان این است كه برای خدا دوست بداری و برای خدا ببخشی و برای خدا منع كنی. ادامه دارد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 مهر1387ساعت 6:20 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 مهر1387ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 مهر1387ساعت 10:53 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
ساده است نوازش سگي ولگرد، شاهد آن بودن كه چگونه زير غلتكي ميرود و گفتن كه سگ من نبود! ساده است ستايش گلي، چيدنش و از ياد بردن كه آبش بايد داد ساده است بهره جويي از انساني، دوست داشتنش بي احساس، عشق او را به خود وانهادن و گفتن كه ديگر نميشناسمش! ساده است لغزشهاي خود راشناختن، با ديگران زيستن به حساب ايشان و گفتن كه من اينچنينم! ساده است كه چگونه ميزيم، باري زيستن سخت ساده است و پيچيده نيز هم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 مهر1387ساعت 12:7 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|