![]() |
![]() |
|
| عقده گشایی یک ذهن خسته |
|
میخوام تو رو می خوام تو رو که باشی ، جون بدی تا نمیرم
اگه یه روز بمیرم ، اگه یه روز بمیرم
شعر و موسیقی از رضا صادقی لطفابرای شنیدن موزیک پلی کنید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 1:59 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 9:29 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
دیوونه کیه ؟ عاقل کیه ؟ جوونور کامل کیه ؟ واسطه نیار ، به عزتت خمارم حوصله هیچ کسی رو ندارم کفر نمیگم ، سوال دارم یک تریلی محال دارم تازه داره حالیم می شه چیکارم میچرخم و میچرخونم ٬ سیارم تازه دیدم حرف حسابت منم طلای نابت منم تازه دیدم که دل دارم ، بستمش راه دیدم نرفته بود ، رفتمش جوونه نشکفته رو ٬ رستمش ویروس که بود حالیش نبود هستمش جواب زنده بودنم مرگ نبود ! جون شما بود ؟ مردن من مردن یک برگ نبود ! تو رو به خدا بود ؟ اون همه افسانه و افسون ولش ؟!! این دل پر خون ولش ؟!! دلهره گم کردن گدار مارون ولش ؟! تماشای پرنده ها بالای کارون ولش ؟! خیابونا ، سوت زدنا ، شپ شپ بارون ولش ؟! دیوونه کیه ؟ عاقل کیه ؟ جوونور کامل کیه ؟ گفتی بیا زندگی خیلی زیباست ! دویدم چشم فرستادی برام تا ببینم ! که دیدم پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه ؟ کنار این جوی روون نعناش چیه؟ این همه راز این همه رمز این همه سر و اسرار معماست ؟ آوردی حیرونم کنی که چی بشه ؟ نه والله ! مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله ! پریشونت نبودم ؟ من حیرونت نبودم ؟! تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه ! اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه ! گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه ! انجیر میخواد دنیا بیاد ، آهن و فسفرش کمه ! چشمای من آهن زنجیر شدن ! حلقه ای از حلقه زنجیر شدن ! عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم چشم من و انجیر تو بنازم ! دیوونه کیه ؟ عاقل کیه ؟ جوونور کامل کیه ؟ شعر ودکلمه زنده یاد حسین پناهی شادی روحش.... لطفابرای شنیدن دکلمه پلی کنید |
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 4:39 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
در آ موعود...
محمدتقي اکبري |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 9:12 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
پروانه ها
آخ تصور کن آن ها در اندیشه چیزی مبهم که انعکاس لرزانی از حس ترس و امید را در ذهن کوچک و رنگارنگشان می رقصاند به گلها نزدیک می شوند یادم می آید روزگاری ساده لوحانه صحرا به صحرا و بهار به بهار دانه دانه بنفشه های وحشی را یک دسته می کردم عشق را چگونه می شود نوشت در گذر این لحظات پرشتاب شبانه که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند من تو را او را کسی را دوست می دارم شعر و دکلمه زنده یاد حسین پناهی شادی روحش...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 4:1 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|