![]() |
![]() |
|
| عقده گشایی یک ذهن خسته |
|
يا لطيف سلام برضامن آهو
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 8:59 قبل از ظهر توسط خسته |
|
![]() السلام علیک یاکریم اهل بیت ای در هوای پاک نگاهت سلامها نامت نداشت سابقه ای بین نامها ماهی قلب کوچک ما را گرفته ای در موج دست آبی خود صبح و شامها ای هیبت بهار خدا ، سیر می شوند از عطر سفره های حضورت مشام ها سائل به حکم واجب عینی است بی گمان وقتی گدا به چشم تو دارد مقامها بیرون بیا و چشم مرا هم قدم بزن همسفره فروتن جمع غلامها در کوچه ات کسی به کسی جا نمی دهد مکثی بکن به اشتیاق چنین ازدحامها هر کس خورد زخم ترا می کند حرام تلخی منت همه التیامها یک روز سرنوشت تو سر زد به کوچه ای خالی ز رنگ و بوی همه احترامها یک روز سرنوشت تو آمد به کوچه ای با مادرت شبیه گلی زیر گامها خونین جگر شدی و همه حرف بودنت زد یادگار تا به ابد روی جامها تنها ترین غریبترین مهربانترین این است سرنوشت تمام امامها |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|