تبليغاتX
خسته. آدمی که محاصره شده است
عقده گشایی یک ذهن خسته

یا علی اکبر(ع)

این علی بن حسین بن علی حیدر نیست


لیک درحلم وشجاعت زعلی شیرخدا کمترنیست


 دشمن از برق نگاهش به ستوه آمد وگفت


گفته بودند که در کرب و بلا حیدر نیست

 
هر چه نزدیک تر آمد همه فریاد زدند


این جوان کیست اگر حضرت پیغمبر نیست

 

صدای شمشیرش می آمد .

صدای تاخت اسب و زمزمه شعری که میخواند :

"این مبارزه ، جوهره ی مردان را آشکار می کند .

این مبارزه ، ادعا را از حقیقت جدا می کند . "

نفس ها حبس بود . جوان های خویشاوند ، سر لای زانوها پنهان کرده بودند تا فریادی را که در
راه بود

 نشنوند .جوانها ، نیمه شب ، دور از چشم بزرگترها رفته بودند بیابان .

با هم پیمان بسته بودند پیش از علی اکبر بروند .

می دانستند که هر زخم بر تن علی ، پدرش را تکه تکه می کند .   

اما مگر پدر و پسر گذاشته بودند .

علی گفته بود من باشم و شما بروید ؟

پدر گفته بود اول علی!!

فقط قبل رفتن چند قدم پیش رویم راه برود....! 
 

 

نفس شمرده...


+ نوشته شده در  شنبه 14 دی1387ساعت 7:52 بعد از ظهر  توسط خسته | 

فدای تو

پای نامه صد و چهل هزار امضاء بود .

نوشته بود : " بشتاب . ما چشم به راه تو هستیم ."

نوشته بود : " برای امدنت آماده ایم و دیگر با والیان شهر نماز نمیخوانیم ."

نوشته بود : " میوه ها رسیده و باغ ها سبز شده . منتظرت هستیم . "

نامه در دستهایش ، وسط بیابان روبروی سپاهی که راهش را بسته بودند ایستاد : " کسی را

 کشته ام خونش را بخواهید؟!! مالی را برده ام؟!! کسی را زخمی کرده ام ؟!! "

بی دلیل هلهله کردند .

گفت : " مردم کوفه مرا دعوت کرده اند . این نامه ها....."

صداهای بی معنی و نامفهوم در آوردند تا صدایش نرسد .

جلوتر امد تا صورتهایشان را ببیند و ناگهان ساکت شد :

" شبث بن ربعی؟! حجار بن حجار؟! قیس بن اشعث؟!"

اسم ها همان اسمهای پای نامه بود....!!!

برگرفته از اینترنت

دل برای تو

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط خسته | 
چشمهایم

تكرار يك پرسش

                           

آه! ای بغض خفته در گلو ، چرا رهايم نمی‌كني ؟

بگذار درياي چشمهايم طوفاني شود

بگذار رود، رود بگريم، بگذار چون جويبار جاری‌شوم.

 آه! بغض خفته در گلو رهايم كن.

من به دو خورشيدنيازمندم كه باران بزايند.

كجايند چشم هايم تا ميزبان سيل اشك باشند؟

من سال هاست آب ننوشيده‌ام، قرن هاست لبانم از غم ترك بسته است، به سراب نمي انديشم، حتي آب نمي خواهم، من قطرات زلالي را می‌طلبم كه گرم‌اند. چون از دو خورشيد متولد می‌شوند. زلال ترين آبی كه می‌توان نوشيد.

مرهمی بر تمامي زخم هايم، ترجماني از خلوص و پاكي درون،

آه از بغض خفته در گلو رهايم كن.

من هنوز گيجم ،هنوز راه را پيدا نكرده ام ،هنوز اسرار را نمي دانم.

هنوز در انديشه ام تا آن روز سرخ را مرور مي كنم.

من به حنجره اي معصوم و نازك مي انديشم كه با تيري سياه از هم پاشيد حنجره اي تشنه اي كه با تير سيراب شد.

من به سيمايي درخشنده فكر مي كنم كه پايمال سم ستوران شد .

به آن ظهر داغ تابستان زل زده ام كه فرياد تشنگي كودكان، آسمان را شرمنده كرده بود.

به دستاني مي انديشم كه حتي پس از قطع شدن جنگيدند. بر پيكري كه صد ها تير و نيزه و شمشير بر آن نشست .به جسمي عريان و چاك چاك كه از زمين برداشته شد.

به نوجواني مي انديشم كه بند كفش هايش را از شدت شوق نبسته بود و به ميدان رفت و همه ديدند كه شمشيرش به زمين كشيده مي شد .

آه اي بغض خفته در گلو، بشكن، بشكن ومرا رها كن. مي خواهم بر غريب ترين مرد بگريم، مي خواهم بر او كه حرمش را شكستند و خاندا نش را به اسيري بردند خون بگريم.

سال هاست صداي هل من ناصر او در گوشم زنگ مي زند وهر بار كه به استقبال او مي روم تهيدست و بي پاسخ از اقيانوس پرسش هايم بر می‌گردم وتشنه تر از پيش!

ولی اكنون می‌خواهم باز هم اين صدا را مرور كنم  و دريابم كه چرا او در هنگامي كه ياوري نداشت و مي دانست كه كسي به ياريش نمی‌شتابد فرياد زد كه: آيا كسي هست مرا ياري كند ؟ !

                                    عبدالكريم خاضعي نيا

غریب ترین

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 دی1387ساعت 12:16 بعد از ظهر  توسط خسته | 

یقین

بغض كه هجوم می‌آورد، حنجره به زانو در‌می‌آيدو تسليم می‌شود. دل ترك بر‌می‌دارد، گلو می‌سوزد، گونه‌ها چون زمين تشنه به انتظار بارش می‌نشينند.
می‌شكند بغض، می‌جوشد چشمه‌ی چشم، شيار می‌زند بارش، گونه‌ها را. مثل دانه‌های درشت و پر تلألؤ مرواريد... نه...نه... مثل هيچ چيز نيست اشك.
تنها اشك است و بس.
قطره‌ای زخم از كبود دل‌های سوگوار، از گيس پريشان ابرها. از شب و ماه، ماه در محاق!
می‌آيد و با نياز می‌آميزد. با راز همراز می‌شود. به چله می‌نشيند و در وقت، می‌رسد. می‌رسد و آرام، آرام می‌چكد.
آن‌گاه دل جلا می‌گيرد، حنجره گشايش می‌يابد، پرده‌ها كنار می‌رود و خدا، جلوه‌گرانه متجلی می‌شود.

برگرفته از اینترنت

دقیقه ها

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1387ساعت 5:59 بعد از ظهر  توسط خسته | 

 

یا ضامن آهو

بسم الله النور



سلام بر ضامن آهو



درياي من! درون نگاهت شناورم


بر گنبد زلال ضريحت، کبوترم



مي‌آمدم کنار تو اي ناجي بزرگ!


هر وقت سقف فاجعه مي‌ريخت بر سرم



شرمنده‌ام که اين همه زخم کبود را


هر روز و شب به محضر پاکت مي‌آورم



کي مي‌شود هميشه صبورم! بزرگ سبز!


يک آسمان ترانه برايت بياورم



امشب دوباره رو به ضريحت نشسته‌ام


تو آسمانِ آبي و من يک کبوترم

برگرفته از اینترنت

تو آسمان آبی ومن یک کبوترم


+ نوشته شده در  یکشنبه 8 دی1387ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط خسته | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته سوم مهر 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
آرشیو موضوعی
مطالب مذهبی
امام زمان (عج)
شهدا
سخن بزرگان
دکتر شریعتی
دلتنگی های خودم
فریدون مشیری
اخوان ثالث
اشعار ومطالب متفرقه
عکس
از خواب بیدار بشیم
استادشهریار
یغماگلرویی
محمدصالح علا’
قیصرامین پور
پیوندها
آواز شباهنگ
آفتاب گردون
هجوم گلها
تنها ترین دختر
گل رز
پرواي بي پروا
احساس کاغذی
تنها
دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
hosna68
راشین
آوای نی
همراز عشق
رویای پنهان
خون
ساحل آرامش
ورود با كفشهاي سياه ممنوع
عكس تو حرف
دوچرخه سوار
جستجوگر فارسی
دریا
فاز منفی
زیباترین سخن از کیست
دل عاشق ولی تنها
همای سعادت
آس وپاس(محمد صادق)
درکوی عشق
کانون وبلاگ نویسان مذهبی
غریبه (کودک درون)
خط خطی های سحر
تفکر سبز(شمیم)
کرامات شهدا
گدو(حنا)
حریم دل
غریب
منیت من (یه بیسوادعاشق)
پس کوچه(حمید عزیز)
ما همان جمع پراکنده (سرنا)
پاییز غریب
از همه دنیا فقط تو (ودود عزیز)
نوشته های من
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

target="_blank">آمار -------

........................... Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net ......... Persian Websites Directory ............... -------------------------- .................................... Free counter and web stats .......................