تبليغاتX
خسته. آدمی که محاصره شده است
عقده گشایی یک ذهن خسته

www.khaste.dom.ir

حرفي بگوي و از لب خود كام ده مرا


ساقي ز پا فتاده شدم جام ده مرا


فرسود دل ز مشغله جسم جان بيا


بستان ز خود فراغت ايام ده مرا


رزق مرا حواله به نامحرمان مكن


از دست خويش باده گلفام ده مرا


بوي گلي مشام مرا تازه مي‌كند


اي گلعذار بوسه به پيغام ده مرا


بنما تبسمي و خزانم بهار كن


اي نخل بارور گل بادام ده مرا


عمرم برفت و حسرت مستي ز دل نرفت


عمري دگر ز معجزه جام ده مرا


اي عشق شعله بر دل پر آرزو بزن


چندي رهايي از هوس خام ده مرا


جانم بگير و جام مي از دست من مگير


اي مدعي هر آنچه دهي نام ده مرا


مرغ دلم به ياد رفيقان به خون تپيد


يا رب اميد رستن از اين دام ده مرا


بشكفت غنچه دلم اي باد نوبهار


خندان دلي بسان (امين) وام ده مرا

برای برخی از دوستان که نظر داده بودن سوال شده بود این شعر برای چه شخصیه باید بگم

 این شعر از اشعار رهبر آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) هست

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط خسته | 
www.khaste.dom.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 7:13 بعد از ظهر  توسط خسته | 

www.khaste.dom.ir

من به یک احساس خالی دلخوشم



 

من به یک احساس خالی دلخوشم


من به گل های خیالی دلخوشم


در کنار سفره اسطوره ها


من به یک ظرف سفالی دلخوشم


مثل اندوه کویر و بغض خاک


با خیال آبسالی دلخوشم


سر نهم بر بالش اندوه خویش


با همین افسرده حالی دل خوشم


در هجوم رنگ در فصل صدا


با بهار نقش قالی دلخوشم


آسمانم: حجم سرد یک قفس


با غم آسوده بالی دلخوشم


گرچه اهل این خیابان نیستم


با هوای این حوالی دلخوشم

 

سهیل محمودی

www.khaste.dom.ir

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط خسته | 

www.khaste.dom.ir

بر سر زده ...


زده بر سرم که امشب برسم به اوج مستی


بشوم خدا پرست و بنهم دگر پرستی



 

بشود اگر موافق نفس نسیم این دل


به رکاب عقل آیم ، برسم به بام هستی



 

بزنم به طعنه چشم بر آن فقیر عشقت


که ببین کجا رسیدم ز طریق غم پرستی



 

ببرم از این طریقت به تمام لامکان ره


نرود به غیر این ره به جز از خمار مستی



 

چو که خواهی از در آیی به چنین مقام شاهی


نرسی به این مراتب به طریق خود پرستی



 

اگرت تکبری هست و اگر غرور ، برخیز


بشکن که شرط اول نبود به غیر پستی



 

بکن ای رفیق ، ما را به دعا وداع شاید


برسم به پادشاهی و اگر نشد به مستی

منبع اینترنت

www.khaste.dom.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط خسته | 
+ نوشته شده در  شنبه 27 مهر1387ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط خسته | 

فال نیک

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟


شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

 

پر می زند دلم به هوای غزل، ولی


گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

 

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را


چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

 

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم


آن برگهای سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟

 

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند


حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟

زنده یاد قیصر امین پور

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 مهر1387ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط خسته | 

عزیز!

میدونی دل که دست خود آدم نیست وقتی پر بکشه ، پر کشیده دیگه هم نمیتونی برگردونی سر جاش.  معلوم هم نیست روی بوم چه دلتنگی ای  بشینه این یکی از خصوصیات دل ما آدماس کاریش هم نمیشه کردفقط باید حواسمون باشه قبل از این که دل پر بکشه جوری تربیتش کرده باشیم جایی که میشینه ارزش نشستن داشته باشه .

 خیلی باید از خدا ممنون باشیم که غروب رو آفرید با اون رنگ اسرار آمیز و اون حس دلتنگیش.

 باید ممنون خدا باشیم از این که غروبای جمعه رو آفرید باید ممنونش باشیم که دلمونو غروبای جمعه پر میده جاهای خوب.  آخه همیشه که آدم غروبای جمعه نباید یاد گناهاش وامام زمانی(عج) که داره برای گناهاش گریه میکنه بیفته.

 عزیز! وقتی بهت گفتم دلم گرفته تو فکر کردی دلم برا دنیا گرفته، فکر کردی زخم عشق کهنه قدیمیم باز سر باز کرده

بهم گفتی: تو که نباید دلت بگیره!

 ولی اون موقع کاش پیشم بودی می دیدی که یه حلقه اشک چشمامو گرم کرده آخه اون موقع داشتم توی عکسام دنبال یه عکس میگشتم یه دفعه چشام افتاد به این عکسه دلم رفت کاش بهت نمیگفتم که تو هم فکرای دیگه نکنی ولی حالا که گذشته به قول خودم بی خیال

کاش تو هم دلت همیشه تنگ چیزای خوب باشه نه دنیا .آخه جایی که من دلم براش تنگ شده میگن مال دنیا نیست یه تیکه از بهشت خداست .

 میدونی عزیز اونایی که رفتن کربلا این حرف منو متوجه میشن دقیقا از شب پنج شنبه تا غروب جمعه انگار تو کربلا یه خبردیگه ای میشه منتظر نشین برات بگم چه خبره .

پاشو با هم بریم اول میریم تل زینبیه (س) الان دیگه از این بالا داریم تو گودال قتلگاه رو میبینیم اینجا همونجایه که میتونی همه روضه هایی که از بچگی شنیدی رو جلوی چشمات تجسم کنی حالا بیا با هم بریم کف العباس(ع) اینجارو قشنگ یادت باشه آخه اون یکی دست علمدار یه کم پایین تره اینجا تازه یه سوال تو ذهنت شکل میگیره چرا این دوتا دست این همه از هم دورن ؟

خب بدو بریم دارن اذان میگن بریم حرم سقا برای نماز خب بعد از نماز من دیگه باهات نمیام باید تنهایی بری پیش امام (ع)  منم تنهایی میرم بهت گفته بودم من زیارت تنهایی دوست دارم فقط یه نکته بهت بگم به فاصله بین قتلگاه امام (ع) با ضریح نورانیش زیاد توجه کن !

کاش تو هم طعم این زیارت همیشه تو دلت بمونه تا متوجه بشی که دل آدما بعضی وقتا برای غروبای کربلا تنگ میشه !

 خسته ۲۶/۸/۸۷ غروب یه جمعه که دلم گرفته بود

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 مهر1387ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط خسته | 
 
آدينه موعود

مرا از شرمساري ها رها کن

زدست بي قراري ها رها کن

بيا يک صبح آدينه دلم را

از اين چشم انتظاري ها رها کن.


ز ابر آه من آيينه پر شد

دلم از غربتي ديرينه پر شد

ز بس ماندم در اين چشم انتظاري

تمام عمرم از آدينه پر شد.


جهان در حسرت آيينه مانده ست

گرفتار غمي ديرينه مانده ست

شب سردي ست بي تو بودن ما

بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


خدايا!، زنده کن شوق دعا را

شبي سرشار کن از خويش ما را

ببين! چشم انتظاران بهاريم

پر از آدينه کن تقويم ها را
 
منبع اینترنت
+ نوشته شده در  جمعه 26 مهر1387ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط خسته | 

امروز یکی از دوستانی که باهاش حرف میزنم و خیلی دلش میخواد که بدونه من درموردش چه فکری میکنم توی صحبت هاش یه عکس برام فرستادکه منو یاد شهدا و مرگ انداخت این چندمین باری بود که از حرفای این دوست به یاد شهدا میفتم که خیلی به فال نیک میگیرم این اتفاق چندباره رو .
 خیلی رفتم تو فکرکه دید شهدا درباره مرگ چی بوده که این دنیای قشنگ و پر زرق وبرق رو با تیر و تر کش وخمپاره عوض کردن به عنوان یه جوان پرسش گر که هیچ کس جواب این سوالارو نداره بهم بده این بار هم توی اینترنت سرچ کردم ولی متاسفانه مطالب زیادی نتونستم پیدا کنم ولی چیزی که فهمیدم یعنی نفهمیدم این بود که لذت زندگی مرگ اگاهانه را جز اولیای خدا کس نمی داندوشهدا از اولیای خدا بودند وباز به خودم گفتم که خوش به حال اونایی که خودشون رفتن وکسی برای بردنشون نیومد وبد به حال خودم که توی روزمرگی این دنیا غرق شدم وبه قول شهید آوینی زمان ما را با خود برده است وشهدا مانده اند . مقاله زیر هم مقاله ای هست از شهید بزرگوار آوینی خوندنش خالی از لطف نیست .

مرگ آگاهی

نفس های انسان گام هایی است که به سوی مرگ برمی دارد. حضرت علی (ع) سخنانی از این دست که مالامال از مرگ آگاهی باشد بسیار دارند. مرگ آگاهی کیفیت حضور مردان خدا را در دنیا بیان می دارد. تا آنجا که هر که مقرب تر است مرگ آگاه تر است. و بر این قیاس باید چنین گفت که حضور علی علیه السلام در عالم ،عین مر گ آگاهی است. مر گ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد.

مردمان این روزگار سخت از مرگ می ترسند و بنابراین شنیدن این سخنان برایشان دشوار است. اما حقیقت آن است که زندگ انسان با مرگ در آمیخته است و بقایش با فنا. پیش از ما میلیاردها نفر بر روی این کره ی خاکی زیسته اند و پس از ما نیز. اگر مولا علی علیه السلام می فرماید: « والله ابن ابی طالب با مرگ انسی آن چنان دارد که طفلی به پستان مادرش.» این انس که مولای ما از آن سخن میگوید چیزی فراتر از مرگ آگاهی است؛ طلب مرگ است. طلب مرگ نه همچون پایانی بر زندگی. مرگ پایان زندگی نیست. مرگ آغاز حیاتی دیگر است؛ حیاتی که دیگر با فنا و مرگ در آمیخته نیست. حیاتی بی مرگ و مطلق. زندگی این عالم در میان دو عدم معنا می گیرد؛ عالم پس از مرگ همان عالم پیش از تولد است و انسان در بین این دو عدم فرصت زیستن دارد. زندگی دنیا با مرگ در آمیخته است؛ روشنایی هایش با تاریکی، شادی هایش با رنج، خنده هایش با گریه، پیروزی هایش با شکست، زیبایی هایش با زشتی، جوانی اش با پیری و بالاخره وجودش با عدم.حقیقت این عالم فنا است و انسان را نه برای فنا، که برای بقا آفریده اند: « خلقتم للبقا لا للفناء واسمعو دعوة الموت آذانکم قبل ان یدعی بکم»؛ دعوت مرگ را به گوش گیرید، پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند.

و همه ی این سخنان از سر مرگ آکاهی است و راستش، لذت زندگی مرگ اگاهانه را جز اولیای خدا کس نمی داند؛ این لذتی نیست که به هر کس عطا کنند. تنگ نظری است اگر به مقتضای تفکر رایج به این سخن پشت کنیم و بگوییم : « تا کجا از مرگ می گویید؟ کمی هم در وصف زندگی بسرایید! دل بستن در دنیا دل بستن در فناست و مرگ بر ما سایه افکنده است. این علی است که چنین می فرماید. همانکه راه های آسمان را بهتر از راه های زمین میشناسد. سخنان او سروده هایی شاد و مفرح در وصف زندگی است. آن زندگی که با زهر فنا و مرگ در نیامیخته است. منتهی غفلت زدگان بیشتر می پسندند که با غفلت از مرگ، به سراب شادی های آمیخته با غصه دل خوش کنند. بگذار چنین باشد. اما اگر اولیای خدا در جستجوی فنای فی الله هستند، بقای حقیقی را طلب کرده اند. بودنی را که از دسترس مرگ و فنا و رنج و غصه و شکست دور باشد.

 

به سخن علی علیه السلام گوش

 

بسپاریم: «دلهاتان را از دنیا بیرون

 

کنید، پیش از آنکه بدن های شما را

 

از آن بیرون ببرند. »

 

شادی روح همه شهدا نه صلوات

 

بفرستیم نه فاتحه بخونیم فقط

 

پاهامون رو روی خونشون نذاریم

 

همین وهمین  

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 8:18 بعد از ظهر  توسط خسته | 

ابليس بعد از رانده شدن از درگاه الهي در مناظره با ملائكه گفت من قبول

دارم كه براي من اله و معبود و خالقي است كه خالق جهان است لكن هفت

سوال و اشكال بر حكمت خداوند دارم.

1- فلسفه  آفرينش من چيست با اينكه  خداوند قبل از خلقت من  مي ‏دانست

 چه كارهايي از من صادر مي‏شود.

2- فايده تكليف  چيست با  اين كه سود و زياني به او نمي‏رسد و همه فوايد

به  بندگان او بر مي‏گردد  تا به كمال برسند . آيا نمي‏توانست اين كمال  را

بدون واسطه تكليف به انسانها بدهد و از اول بندگانش را كامل بيافريند.

3- اگر خداوند مرا به معرفت و اطاعت خود مكلف مي‏كرد من مي‏پذيرفتم

 ولي چرا به سجده در برابر آدم امر كرد.


4- با  اينكه عقاب و مجازات  من براي او فايده‏اي نداشت ، چرا بعد از آن

نافرماني مرا مجازات كرد . من بد كنم تو بد مكافات دهي - پس فرق ميان

من و تو چيست بگو

5- چرا خداوند به من اجازه داد كه وارد بهشت شوم و آدم را وسوسه كنم.

6-  چرا  خداوند  من عاصي را بر آدمي كه  مطيع محض او  و  در مسير

عبادت او حركت مي‏كرد مسلط ساخت.


7- چرا خداوند به من مهلت داد  تا بندگانش  را منحرف نمايم و  اگر عالم

از شر بود آيا بهتر نبود.

 بیشتر فکر کنیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 9:36 قبل از ظهر  توسط خسته | 
Look into the others eyes, many frustrations 
به چشمان دیگران نگاه کن ،ناامیدیهای زیادی میبینی
Read between the lines, no words just vibration
اما اگر به نیازشان پی ببری ،هیچ نمیگویند و تنها تکان میخورند
Don't ignore hidden desires
آرزوهای پنهانت را نادیده نگیر
Pay attention,you're playing with fire
مراقب باش تو داری با آتش بازی میکنی
******
Silence must be heard, noise should be observed
سکوت بایستی شنیده شود،سرو صدا بایستی مشاهده شود
The time has come to learn, that silence…
زمان یادگیری فرا رسیده است، آن سکوت....1
Silence must be heard
آن سکوت باید شنیده شود
Or diamonds will burn ,friendly cards will turn Cause silence has the right to be heard
والماسها خواهند سوخت وکارتهای تبریک دوستانه برگشت خواهند خورد
زیرا سکوت حقِ شنیده شدن دارد
******
People talk too much for what they have to say
مردم در مورد آنچه باید بگویند زیاد صحبت میکنند
Words without a meaning,just fading away
کلمات بدون معنی که فقط رنگ میبازند
******
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط خسته | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط خسته | 

عبدالعظيم عليه السّلام فرزند عبدالله بن علي، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبي عليه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت مي رسد .
پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبه بن قيس .
ولادت با سعادت حضرت عبدالعظيم عليه السّلام در سال 173 هجري قمري در شهر مقدّس مدينه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهار امام معصوم يعني امام موسي كاظم عليه السّلام ، امام رضا عليه السّلام، امام محمّدتقي عليه السّلام و امام عليّ النّقي عليه السّلام مقارن بوده ، محضر مبارك امام رضا عليه السّلام  ، امام محمّد تقي عليه السّلام  و امام هادي  عليه السّلام را درك كرده و احاديث فراواني از آنان روايت كرده است .
اين فرزند حضرت پيامبر صلّی الله عليه و آله وسلّم، از آنجا كه از نوادگان حضرت امام حسن مجتبي عليه السّلام است به حسني شهرت يافته است .
حضرت عبدالعظيم الحسني عليه السّلام از دانشمندان شيعه و از راويان حديث ائمه معصومين عليهم السّلام و از چهره هاي بارز و محبوب و مورد اعتماد ، نزد اهل بيت عصمت عليهم السّلام و پيروان آنان بود و در مسايل دين آگاه و به معارف مذهبي و احكام قرآن ، شناخت و معرفتي وافر داشت .
ستايشهايي كه ائمه معصومين عليهم السّلام از وي به عمل آورده اند، نشان دهنده شخصيّت علمي و مورد اعتماد اوست؛ حضرت امام هادي عليه السّلام گاهي اشخاصي را سؤال و مشكلي داشتند، راهنمايي مي فرمودند كه از حضرت عبدالعظيم الحسني عليه السّلام  بپرسند و او را از دوستان حقيقي خويش مي شمردند و معرّفي مي فرمودند .

در آثار علماي شيعه نيز، تعريفها و ستايشهاي عظيمي درباره او به چشم مي خورد، آنان از او به عنوان عابد، زاهد، پرهيزكار، ثقه، داراي اعتقاد نيك و صفاي باطن و به عنوان محدّثي عاليمقام و بزرگ ياد كرده اند؛ در روايات متعدّدي نيز براي زيارت حضرت عبدالعظيم عليه السّلام  ، ثوابي همچون ثواب زيارت حضرت سيّد الشهدا، امام حسين عليه السّلام بيان شده است.
زمينه هاي مهاجرت حضرت عبدالعظيم عليه السّلام  از مدينه به ري و سكونت در غربت را بايد در اوضاع سياسي و اجتماعي آن عصر جستجو كرد؛ خلفاي عبّاسي نسبت به خاندان حضرت پيامبر صلّی الله عليه و آله و سلّم و شيعيان ائمه عليه السّلام  بسيار سختگيري مي كردند، يكي از بدرفتارترين اين خلفاء متوكّل بود كه خصومت شديدي با اهل بيت عليهم السّلام داشت، و تنها در دورت او چندين بار مزار حضرت امام حسين عليه السّلام  را در كربلا تخريب و با خاك يكسان ساختند و از زيارت آن بزرگوار جلوگيري به عمل آوردند.

سادات و علويّون در زمان او در بدترين وضع به سر مي بردند .حضرت عبدالعظيم عليه السّلام  نيز از كينه و دشمني خلفا در امان نبود و بارها تصميم به قتل آن حضرت گرفتند و گزارشهاي دروغ سخن چينان را بهانه اين سختگيري ها قرار مي دادند، درچينن دوران دشوار و سختي بود كه حضرت عبدالعظيم عليه السّلام به خدمت حضرت امام هادي عليه السّلام  رسيد و عقايد ديني خود را بر آن حضرت عرضه كرد ، حضرت امام هادي عليه السّلام  او را تأييد فرموده و فرمودند: تو از دوستان ما هستي .
ديدار حضرت عبدالعظيم عليه السّلام در سامرا با حضرت امام هادي عليه السّلام  به خليفه گزارش داده شد و دستور تعقيب و دستگيري وي صادر گشت، او نيز براي مصون ماندن از خطر، خود را از چشم مأموران پنهان مي كرد و در شهرهاي مختلف به صورت ناشناس رفت و آمد مي كرد و شهر به شهر مي گشت تا به ري رسيد و آنجا را براي سكونت انتخاب كرد. علّت اين انتخاب به شرايط ديني و اجتماعي ري در آن دوره بر مي گردد كه وقتي اسلام به شهرهاي مختلف كشور ما وارد گشت و مسلمانان در شهرهاي مختلف ايران به اسلام گرويدند، از همان سالها ري يكي از مراكز مهمّ سكونت مسلمانان شد و اعتبار و موقعيّت خاصّي پيدا كرد . زيرا سرزميني حاصلخيز و پرنعمت بود، عمرسعد هم به طمع رياست يافتن بر ري در حادثه جانسوز كربلا، حضرت حسين بن علي عليه السّلام را به شهادت رساند. در ري هم اهل سنّت و هم از پيروان اهل بيت عليهم السّلام زندگي مي كردند و قسمت جنوبي و جنوب غربي شهر ري بيشتر محلّ سكونت شيعيان بود .

حضرت عبدالعظيم عليه السّلام به صورت يك مسافر ناشناس ، وارد ري شد و در محلّه ساربانان در كوي سكّه الموالي به منزل يكي از شيعيان رفت، مدّتي به همين صورت گذشت . او در زيرزمين آن خانه به سر مي برد و كمتر خارج مي شد ، روزها را روزه مي گرفت و شبها به عبادت و تهجّد مي پرداخت، تعداد كمي از شيعيان او را مي شناختند و از حضورش در ري خبر داشتند و مخفيانه به زيارتش مي شتافتند، امّا مي كوشيدند كه اين خبر فاش نشود و خطري جانِ حضرت را تهديد نكند .
پس از مدّتي، افراد بيشتري حضرت عبدالعظيم عليه السّلام را شناختند و خانه اش محلّ رفت و آمد شيعيان شد، نزد او مي آمدند و از علوم و رواياتش بهره مي گرفتند و عطر خاندان عصمت عليهم السّلام را از او مي بوئيدند و او را يادگاري از امامان خويش مي دانستند و پروانه وار گردِ شمعِ وجودش طواف مي كردند .

حضرت عبدالعظيم عليه السّلام ميان شيعيان شهرري بسيار ارجمند بود و پاسخگويي به مسايل شرعي و حلّ مشكلات مذهبي آنان را برعهده داشت؛ اين تأكيد ، هم گوياي مقام برجسته حضرت عبدالعظيم عليه السّلام است و هم مي رساند كه وي از طرف حضرت امام هادي عليه السّلام در آن منطقه ، وكالت و نمايندگي داشته است؛ مردم سخن او را سخن امام عليه السّلام مي دانستند و در مسايل ديني و دنيوي ، وجود او محور تجمّع شيعيان و تمركز هواداران اهل بيت عليهم السّلام بود.
روزهاي پاياني عمر پربركت حضرت عبدالعظيم عليه السّلام با بيماري او همراه بود، آن قامت بلند ايمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پيروان اهل بيت در آستانه محروميّت از وجود پربركت اين سيّد كريم قرارگرفته بودند، اندوه مصيبتهاي پياپي مردم و روزگار تلخ شيعيان در عصر حاكميت عبّاسيان برايش دردي جانكاه و مضاعف بود؛ در همان روزها يك روياي صادقانه حوادث آينده را ترسيم كرد: يكي از شيعيان پاكدل ري، شبي درخواب حضرت رسول صلّي الله عليه وآله و سلّم را در خواب ديد. حضرت پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم  به او فرمود: فردا يكي از فرزندانم در محلّه سكّه المولي چشم از جهان فرو مي بندد، شيعيان او را بردوش گرفته به باغ عبدالجبّار مي برند و نزديك درخت سيب به خاك مي سپارند.


سحرگاه به باغ رفت تا آن باغ را از صاحبش بخرد و افتخار دفن شدن يكي از فرزندان پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم را نصيب خويش سازد، عبدالجبّار كه خود نيز خوابي همانند خوابِ او را ديده بود، به رمز و راز غيبي اين دو خواب پي برد و براي اينكه در اين افتخار، بهره اي داشته باشد، محلّ آن درخت سيب و مجموعه باغ را وقف كرد تا بزرگان و شيعيان در آنجا دفن شوند.
همان روز حضرت چشم از جهان فرو بست. خبر درگذشت اين نواده رسول اكرم صلّي الله عليه وآله و سلّم  دهان به دهان گشت و مردم با خبر شدند و جامه هاي سياه پوشيدند و بر در خانه حضرت عبدالعظيم الحسني عليه السّلام گريان و مويه كنان گرد آمدند؛ پيكر مطهّر او را غسل دادند، به نقل برخي مورّخان در هنگام غسل، در جيب پيراهن او كاغذي يافتند كه نام و نسب خود را در آن نوشته بود؛ بر پيكر او نماز خواندند، تابوت او را بردوش گرفتند و با جمعيّت انبوه عزادار به سوي باغ عبدالجبّار تشييع كردند و پيكر مطهّرش را در كنار همان درخت سيب كه رسول خدا صلّي الله عليه وآله و سلّم به آن شخص اشاره كرده بود، دفن كردند تا پاره اي از عترت مصطفي صلّي الله عليه وآله و سلّم در اين باره به امانت بماند و نورافشاني كند و دلباختگان خاندان پيامبر صلّي الله عليه وآله و سلّم از مزار اين وليّ خدا فيض ببرند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط خسته | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط خسته | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت 10:31 بعد از ظهر  توسط خسته | 

کاش باز بچه می شدم  کاش باز بچه می شدم

 

کاش باز خنده می شدم گریه بی بهانه می شدم

 

کاش باز شیشه نازک دلم می شکست به هر بهانه ای

 

کاش  همدم غریبی دلم باز می شد کفشدوزکی عزیز

 

کاش بازی تمام زندگی لی لی های کودکانه بود

 

کاش  داستان زندگی مثل خاله بازی کودکانه بود

 

کاش قهرهای زندگی مثل کودکی بی غرور و بچه گانه بود

 

کاش کودک درون  دل می نشست لحظه ای کنار دل

 

23/7/87خسته  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط خسته | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 10:30 بعد از ظهر  توسط خسته | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 9:38 قبل از ظهر  توسط خسته | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته سوم مهر 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
آرشیو موضوعی
مطالب مذهبی
امام زمان (عج)
شهدا
سخن بزرگان
دکتر شریعتی
دلتنگی های خودم
فریدون مشیری
اخوان ثالث
اشعار ومطالب متفرقه
عکس
از خواب بیدار بشیم
استادشهریار
یغماگلرویی
محمدصالح علا’
قیصرامین پور
پیوندها
آواز شباهنگ
آفتاب گردون
هجوم گلها
تنها ترین دختر
گل رز
پرواي بي پروا
احساس کاغذی
تنها
دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
hosna68
راشین
آوای نی
همراز عشق
رویای پنهان
خون
ساحل آرامش
ورود با كفشهاي سياه ممنوع
عكس تو حرف
دوچرخه سوار
جستجوگر فارسی
دریا
فاز منفی
زیباترین سخن از کیست
دل عاشق ولی تنها
همای سعادت
آس وپاس(محمد صادق)
درکوی عشق
کانون وبلاگ نویسان مذهبی
غریبه (کودک درون)
خط خطی های سحر
تفکر سبز(شمیم)
کرامات شهدا
گدو(حنا)
حریم دل
غریب
منیت من (یه بیسوادعاشق)
پس کوچه(حمید عزیز)
ما همان جمع پراکنده (سرنا)
پاییز غریب
از همه دنیا فقط تو (ودود عزیز)
نوشته های من
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

target="_blank">آمار -------

........................... Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net ......... Persian Websites Directory ............... -------------------------- .................................... Free counter and web stats .......................