![]() |
![]() |
|
| عقده گشایی یک ذهن خسته |
|
حرفي بگوي و از لب خود كام ده مرا
برای برخی از دوستان که نظر داده بودن سوال شده بود این شعر برای چه شخصیه باید بگم این شعر از اشعار رهبر آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) هست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 مهر1387ساعت 10:1 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 مهر1387ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
من به یک احساس خالی دلخوشم
من به یک احساس خالی دلخوشم
سهیل محمودی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 مهر1387ساعت 11:6 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
بر سر زده ...
منبع اینترنت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 28 مهر1387ساعت 1:11 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 مهر1387ساعت 9:11 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
||
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 مهر1387ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
عزیز! میدونی دل که دست خود آدم نیست وقتی پر بکشه ، پر کشیده دیگه هم نمیتونی برگردونی سر جاش. معلوم هم نیست روی بوم چه دلتنگی ای بشینه این یکی از خصوصیات دل ما آدماس کاریش هم نمیشه کردفقط باید حواسمون باشه قبل از این که دل پر بکشه جوری تربیتش کرده باشیم جایی که میشینه ارزش نشستن داشته باشه . خیلی باید از خدا ممنون باشیم که غروب رو آفرید با اون رنگ اسرار آمیز و اون حس دلتنگیش. باید ممنون خدا باشیم از این که غروبای جمعه رو آفرید باید ممنونش باشیم که دلمونو غروبای جمعه پر میده جاهای خوب. آخه همیشه که آدم غروبای جمعه نباید یاد گناهاش وامام زمانی(عج) که داره برای گناهاش گریه میکنه بیفته. عزیز! وقتی بهت گفتم دلم گرفته تو فکر کردی دلم برا دنیا گرفته، فکر کردی زخم عشق کهنه قدیمیم باز سر باز کرده بهم گفتی: تو که نباید دلت بگیره! ولی اون موقع کاش پیشم بودی می دیدی که یه حلقه اشک چشمامو گرم کرده آخه اون موقع داشتم توی عکسام دنبال یه عکس میگشتم یه دفعه چشام افتاد به این عکسه دلم رفت کاش بهت نمیگفتم که تو هم فکرای دیگه نکنی ولی حالا که گذشته به قول خودم بی خیال کاش تو هم دلت همیشه تنگ چیزای خوب باشه نه دنیا .آخه جایی که من دلم براش تنگ شده میگن مال دنیا نیست یه تیکه از بهشت خداست . میدونی عزیز اونایی که رفتن کربلا این حرف منو متوجه میشن دقیقا از شب پنج شنبه تا غروب جمعه انگار تو کربلا یه خبردیگه ای میشه منتظر نشین برات بگم چه خبره . پاشو با هم بریم اول میریم تل زینبیه (س) الان دیگه از این بالا داریم تو گودال قتلگاه رو میبینیم اینجا همونجایه که میتونی همه روضه هایی که از بچگی شنیدی رو جلوی چشمات تجسم کنی حالا بیا با هم بریم کف العباس(ع) اینجارو قشنگ یادت باشه آخه اون یکی دست علمدار یه کم پایین تره اینجا تازه یه سوال تو ذهنت شکل میگیره چرا این دوتا دست این همه از هم دورن ؟ خب بدو بریم دارن اذان میگن بریم حرم سقا برای نماز خب بعد از نماز من دیگه باهات نمیام باید تنهایی بری پیش امام (ع) منم تنهایی میرم بهت گفته بودم من زیارت تنهایی دوست دارم فقط یه نکته بهت بگم به فاصله بین قتلگاه امام (ع) با ضریح نورانیش زیاد توجه کن ! کاش تو هم طعم این زیارت همیشه تو دلت بمونه تا متوجه بشی که دل آدما بعضی وقتا برای غروبای کربلا تنگ میشه ! خسته ۲۶/۸/۸۷ غروب یه جمعه که دلم گرفته بود |
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 مهر1387ساعت 7:31 بعد از ظهر توسط خسته |
|
![]() آدينه موعود
مرا از شرمساري ها رها کن زدست بي قراري ها رها کن بيا يک صبح آدينه دلم را از اين چشم انتظاري ها رها کن. ز ابر آه من آيينه پر شد دلم از غربتي ديرينه پر شد ز بس ماندم در اين چشم انتظاري تمام عمرم از آدينه پر شد. جهان در حسرت آيينه مانده ست گرفتار غمي ديرينه مانده ست شب سردي ست بي تو بودن ما بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟ خدايا!، زنده کن شوق دعا را شبي سرشار کن از خويش ما را ببين! چشم انتظاران بهاريم پر از آدينه کن تقويم ها را منبع اینترنت
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 مهر1387ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
امروز یکی از دوستانی که باهاش حرف میزنم و خیلی دلش میخواد که بدونه من درموردش چه فکری میکنم توی صحبت هاش یه عکس برام فرستادکه منو یاد شهدا و مرگ انداخت این چندمین باری بود که از حرفای این دوست به یاد شهدا میفتم که خیلی به فال نیک میگیرم این اتفاق چندباره رو . مرگ آگاهی نفس های انسان گام هایی است که به سوی مرگ برمی دارد. حضرت علی (ع) سخنانی از این دست که مالامال از مرگ آگاهی باشد بسیار دارند. مرگ آگاهی کیفیت حضور مردان خدا را در دنیا بیان می دارد. تا آنجا که هر که مقرب تر است مرگ آگاه تر است. و بر این قیاس باید چنین گفت که حضور علی علیه السلام در عالم ،عین مر گ آگاهی است. مر گ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد. مردمان این روزگار سخت از مرگ می ترسند و بنابراین شنیدن این سخنان برایشان دشوار است. اما حقیقت آن است که زندگ انسان با مرگ در آمیخته است و بقایش با فنا. پیش از ما میلیاردها نفر بر روی این کره ی خاکی زیسته اند و پس از ما نیز. اگر مولا علی علیه السلام می فرماید: « والله ابن ابی طالب با مرگ انسی آن چنان دارد که طفلی به پستان مادرش.» این انس که مولای ما از آن سخن میگوید چیزی فراتر از مرگ آگاهی است؛ طلب مرگ است. طلب مرگ نه همچون پایانی بر زندگی. مرگ پایان زندگی نیست. مرگ آغاز حیاتی دیگر است؛ حیاتی که دیگر با فنا و مرگ در آمیخته نیست. حیاتی بی مرگ و مطلق. زندگی این عالم در میان دو عدم معنا می گیرد؛ عالم پس از مرگ همان عالم پیش از تولد است و انسان در بین این دو عدم فرصت زیستن دارد. زندگی دنیا با مرگ در آمیخته است؛ روشنایی هایش با تاریکی، شادی هایش با رنج، خنده هایش با گریه، پیروزی هایش با شکست، زیبایی هایش با زشتی، جوانی اش با پیری و بالاخره وجودش با عدم.حقیقت این عالم فنا است و انسان را نه برای فنا، که برای بقا آفریده اند: « خلقتم للبقا لا للفناء واسمعو دعوة الموت آذانکم قبل ان یدعی بکم»؛ دعوت مرگ را به گوش گیرید، پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند. و همه ی این سخنان از سر مرگ آکاهی است و راستش، لذت زندگی مرگ اگاهانه را جز اولیای خدا کس نمی داند؛ این لذتی نیست که به هر کس عطا کنند. تنگ نظری است اگر به مقتضای تفکر رایج به این سخن پشت کنیم و بگوییم : « تا کجا از مرگ می گویید؟ کمی هم در وصف زندگی بسرایید! دل بستن در دنیا دل بستن در فناست و مرگ بر ما سایه افکنده است. این علی است که چنین می فرماید. همانکه راه های آسمان را بهتر از راه های زمین میشناسد. سخنان او سروده هایی شاد و مفرح در وصف زندگی است. آن زندگی که با زهر فنا و مرگ در نیامیخته است. منتهی غفلت زدگان بیشتر می پسندند که با غفلت از مرگ، به سراب شادی های آمیخته با غصه دل خوش کنند. بگذار چنین باشد. اما اگر اولیای خدا در جستجوی فنای فی الله هستند، بقای حقیقی را طلب کرده اند. بودنی را که از دسترس مرگ و فنا و رنج و غصه و شکست دور باشد.
به سخن علی علیه السلام گوش
بسپاریم: «دلهاتان را از دنیا بیرون
کنید، پیش از آنکه بدن های شما را
از آن بیرون ببرند. »
شادی روح همه شهدا نه صلوات
بفرستیم نه فاتحه بخونیم فقط
پاهامون رو روی خونشون نذاریم
همین وهمین
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
ابليس بعد از رانده شدن از درگاه الهي در مناظره با ملائكه گفت من قبول دارم كه براي من اله و معبود و خالقي است كه خالق جهان است لكن هفت سوال و اشكال بر حكمت خداوند دارم. 1- فلسفه آفرينش من چيست با اينكه خداوند قبل از خلقت من مي دانست چه كارهايي از من صادر ميشود. 2- فايده تكليف چيست با اين كه سود و زياني به او نميرسد و همه فوايد به بندگان او بر ميگردد تا به كمال برسند . آيا نميتوانست اين كمال را بدون واسطه تكليف به انسانها بدهد و از اول بندگانش را كامل بيافريند. 3- اگر خداوند مرا به معرفت و اطاعت خود مكلف ميكرد من ميپذيرفتم ولي چرا به سجده در برابر آدم امر كرد.
نافرماني مرا مجازات كرد . من بد كنم تو بد مكافات دهي - پس فرق ميان من و تو چيست بگو 5- چرا خداوند به من اجازه داد كه وارد بهشت شوم و آدم را وسوسه كنم. 6- چرا خداوند من عاصي را بر آدمي كه مطيع محض او و در مسير عبادت او حركت ميكرد مسلط ساخت.
از شر بود آيا بهتر نبود. بیشتر فکر کنیم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 9:36 قبل از ظهر توسط خسته |
|
![]() Look into the others eyes, many frustrations
به چشمان دیگران نگاه کن ،ناامیدیهای زیادی میبینی
Read between the lines, no words just vibration
اما اگر به نیازشان پی ببری ،هیچ نمیگویند و تنها تکان میخورند
Don't ignore hidden desires
آرزوهای پنهانت را نادیده نگیر
Pay attention,you're playing with fire
مراقب باش تو داری با آتش بازی میکنی
******
Silence must be heard, noise should be observed
سکوت بایستی شنیده شود،سرو صدا بایستی مشاهده شود
The time has come to learn, that silence…
زمان یادگیری فرا رسیده است، آن سکوت....1
Silence must be heard
آن سکوت باید شنیده شود
Or diamonds will burn ,friendly cards will turn Cause silence has the right to be heard
والماسها خواهند سوخت وکارتهای تبریک دوستانه برگشت خواهند خورد
زیرا سکوت حقِ شنیده شدن دارد
******
People talk too much for what they have to say
مردم در مورد آنچه باید بگویند زیاد صحبت میکنند
Words without a meaning,just fading away
کلمات بدون معنی که فقط رنگ میبازند
******
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 8:39 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 7:27 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
عبدالعظيم عليه السّلام فرزند عبدالله بن علي، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبي عليه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت مي رسد .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 12:56 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 10:54 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 مهر1387ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
کاش باز بچه می شدم کاش باز بچه می شدم
کاش باز خنده می شدم گریه بی بهانه می شدم
کاش باز شیشه نازک دلم می شکست به هر بهانه ای
کاش همدم غریبی دلم باز می شد کفشدوزکی عزیز
کاش بازی تمام زندگی لی لی های کودکانه بود
کاش داستان زندگی مثل خاله بازی کودکانه بود
کاش قهرهای زندگی مثل کودکی بی غرور و بچه گانه بود
کاش کودک درون دل می نشست لحظه ای کنار دل
23/7/87خسته
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 مهر1387ساعت 9:21 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 مهر1387ساعت 10:30 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 مهر1387ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|