![]() |
![]() |
|
| عقده گشایی یک ذهن خسته |
|
این متن رو از سایت تبیان کش رفتم برای خودم که خیلی راهگشا بوده پیشنهاد میکنم شما هم بخونین البته میدونم زیاده در دید اول آدم میترسه تا آخرشو بخونه ولی خالی از لطف نیست اگر اندكی دقت كنید، متوجه خواهید شد كه شما آگاهانه و یا ناخود آگاه به دنبال دوست هستید. اما آیا تا كنون فكر كرده اید كه دوستی چیست و دوستی حقیقی كدام است؟ از آنجا كه انسان موجودی اجتماعی است، صرف نظر از اینكه در چه جامعه ای زندگی می كند طبعاً به دنبال یافتن یاران و دوستان و همراهانی برای خود است . البته چون این گزینش در میان اقوام و ملل مختلف، شكل های متنوعی پیدا می كند و با انگیزه های گوناگون یا بر اساس احساسات متفاوت عقلانی، عاطفی و غیر از آن به وجود می آید ، تعاریف مختلفی نیز از این واژه ارائه شده است. گروهی دوستی را صرفاً به معنای " معاشرت" دانسته اند. گروهی دیگربراین باورند كه دوستی عبارت است از یك نوع ارتباط خاص كه درمقاطع مختلف و یا در زمانی خاص، میان افراد پیدا می شود. برخی دیگر نیز معتقدند كه دوستی یك نوع قرار داد اخلاقی است كه با انگیزه های خاص دنیوی و اخروی بین افراد به وجود می آید. دوستی یعنی چه ؟درتفسیرالمیزان درتوضیح كلمه " أَخِلاّء" دوستی چنین تعریف شده است: " كلمه أخلاّء جمع خلیل به معنای دوست است. و اگر دوست را خلیل گفته اند بدان جهت است كه آدمی، خُلّت یعنی حاجت خود را به او می گوید. و ظاهراً مراد از اخلاّء، مطلق كسانی است كه به یكدیگر محبت می كنند. چه متقین و اهل آخرت كه دوستی شان با یكدیگر به خاطر خداست( نه به خاطر منافع مادی) و چه اهل دنیا كه دوستی هایشان به منظور منافع مادی است . " در كتاب " المحجّة البیضاء " ، دوستی چنین تعریف شده است: " دوستی یعنی همنشینی، معاشرت و گفتگوی انسان با افرادی كه به آنها علاقه و محبت دارد، زیرا با غیر دوست معمولاً كسی قصد معاشرت ندارد. این دوستی و ارادت و محبت ، یا لِذاته است (یعنی به خودی خود مطلوب است ) و یا مجازی و واسطه ای است كه انسان به وسیله آن به دوست حقیقی برسد." بنابراین دوستی ها ممكن است براساس منافع مادی وخواهش های نفسانی و اغراض و احساسات باشد و یا بر اساس یك انگیزه صحیح . با استفاده از آنچه گذشت، دوستی صحیح بر اساس معیارهای دینی را این چنین تعریف می شود : محبت، علاقه، ارتباط روحی، حسن معاشرت و گفتگو میان دو فرد و یا بین افراد جامعه با ملاك صحیح و انگیزه های الهی ، به طوری كه دوستان بر اساس آن بتوانند نیازهای فردی و اجتماعی و احتیاجات دنیوی و اخروی خود را تأمین كنند. دوستی حقیقیاین نوع از دوستی مخصوص اولیاء و مؤمنان واقعی است كه تمام ارادت و انس و محبت خود را نسبت به خداوند تبارك و تعالی و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام صرف نموده اند. آری اینان نخبگان عالم و كسانی هستند كه از غیر دوست رسته ، و به دوست پیوسته اند و آنچنان لذت این دوستی را چشیده اند كه حاضر نیستند دنیا و آنچه در آن است را با لحظه ای انس و محبت و مناجات با خدای تعالی و ارادت به ساحت معصومین علیهم السلام عوض كنند. زیرا آنها خود مصداق واقعی این آیه هستند : " والّذینَ آمَنوُا أَشَدُّ حُبًّا لِلّه"( سوره بقره آیه 165 ) آنان كه ایمان دارند بیشترین محبت و عشقشان به خداست . دوستی مجازیبرپایه آنچه تا بدین جا درتعریف دوستی گفته شد روشن می شود كه هرعلاقه و محبتی كه انسان به غیرازخداوند تبارك و تعالی و ائمه معصومین علیهم السلام دارد، دوستی مجازی است. حال اگر این دوستی برخاسته از خواهش های نفسانی و شر و فساد باشد ، رهزن آدمی است و انسان را به منجلاب فساد می كشد و اصولاً چنین دوستی هایی ناپایدار خواهد بود. اما اگر این دوستی، دارای معیار صحیح بوده و از انگیزه الهی و فطرت انسانی نشأت گرفته باشد، ضمن آنكه پایدار می ماند، سرانجام انسان را به سعادت رهنمون خواهد شد. بی شك یك مسلمان كه با نگاه دینی، روش زندگی خود را ترسیم می كند و تمام مراحل و ابعاد آن را حركت به سوی كمال می داند؛ درانتخاب دوست- كه سهم عظیمی درسعادت وشقاوت دارد ونقش مهمی در زندگی بایفا می كند- دقت كامل را به عمل می آورد و دوستانی را جهت معاشرت و زندگی برمی گزیند كه در این مسیر یار و مددكار او باشند. در این صورت است كه این نوع دوستی و محبت مجازی، به بستر و واسطه ای برای رسیدن به آن حقیقت مطلق تبدیل می شود. آنچه دراین مجمل، با استفاده از رهنمودهای انسان ساز پیشوایان معصوم علیهم السلام بیشتر به آن خواهیم پرداخت، این نوع از دوستی است. بهترین دوستاننخستین نكته ای كه در اینجا باید بر آن تأكید شود این است كه دوستی و محبت دارای مراتب و درجاتی است. نباید تصور كرد كه دوستی بین افراد، یكسان است. حقیقت این است كه دوستان مراتب مختلفی دارند؛ بعضی به عنوان دوست كامل شناخته می شوند ؛ زیرا از همه ی ویژگی ها و شرایط یك دوست كامل برخوردارند و بعضی شرایط كمتری را در خود جمع كرده اند. با مطالعه احادیث و روایات هم به این مطلب پی می بریم كه دوستان به چند نوع تقسیم شده اند. امام صادق علیه السلام فرموده است: دوستی و رفاقت حدودی دارد. كسی كه واجد تمام آن حدود نیست، دوست كامل نیست و آن كس كه دارای هیچ یك از آن حدود نباشد اساساً دوست نیست. اول آن كه: ظاهر و باطن رفیقت نسبت به تو یكسان باشد. دوم آن كه: زیبایی و آبروی تو را جمال خود ببیند و نازیبایی تو را نازیبایی خود بداند. سوم آن كه: دست یافتن به مال و یا رسیدن به مقام ، روش دوستانه او را نسبت به تو تغییر ندهد. چهارم آن كه: در زمینه رفاقت ، از آنچه و هر چه در اختیار دارد نسبت به تو مضایقه نكند. پنجم: تو را در مواقع مشكلات و مصائب ترك نگوید. با اطمینان می توان گفت كه اینها دوستان برترهستند و اگر دوستی با این خصوصیات پیدا كردید، بدانید كیمیایی یافته اید كه نباید آن را به آسانی از دست دهید. زیرا ارتكاب چنین خطایی از خرد به دور است و همان گونه كه امام صادق علیه السلام می فرماید: دوستی برادران مؤمن، جزئی از دین می باشد و شخص عاقل مراقب دین خود است. آن حضرت در حدیث دیگری فرمود: رفقای صمیمی سه دسته اند: 1- كسی كه مانند غذا از لوازم ضروری زندگی به حساب می آید و آدمی در همه حالات به وی نیازمند است؛ و او رفیق عاقل است. 2- كسی كه وجود او برای انسان به منزله یك بیماری رنج آور است؛ و آن رفیق احمق است. 3- كسی كه وجودش نافع و به منزله داروی شفابخش و ضد بیماری است؛ كه او رفیق روشنفكر بسیار عاقل است. تفاوت بین دوستان و مراتب دوستی احتیاج به دلیل و برهان ندارد. لابد شما در زندگی دوستانی دارید كه دوستی با آنان عذاب آوراست و به این ترتیب همیشه سعی می كنید خود را از آنان دور نگه دارید. در مقابل بعضی هستند كه انسان حاضر است با صرف ساعت ها وقت وطی مسافت های طولانی و یا با تحمل رنج و مشقت، او را پیدا كند و ساعتی با او همنیشن باشد. این مطلب همان چیزی است كه ما از آن به عنوان مراتب دوستی یاد كردیم. معیار دوستیهمان طور كه در تعریف دوستی اشاره شد، دوستی باید بر اساس معیار و ملاك صحیح استوار باشد. زیرا معمولاً ملاك افراد جهت گزینش دوستان، متفاوت است. چه بسا افرادی كه با مقاصد نفسانی برای رسیدن به خواسته های دنیوی و یا بر اساس مقاصد شرورانه و مفسدت آمیز یا انگیزه های عاطفی غیرمعقول – تعصب ها- و خلاصه دوستی های بی بنیاد و تصادفی اقدام به انتخاب دوست كنند. اما مسلمانی كه با چراغ راهنمای عقل و با تدبیر و اندیشه، كلیه نیازهای مادی و معنوی و از آن جمله دوست یابی خود را تأمین می كند قطعاً دوستان خود را با ملاك صحیح و انگیزه الهی و برای خدا برمی گزیند. او می داند كه تنها دوستی های پایدار، دوستی اهل ایمان است كه در دنیا و آخرت باقی خواهد ماند، چنان كه قرآن كریم می فرماید: " الأَ خِلاّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌ إلاَّ المُتَّقین"( سوره زخرف – آیه 67 ) در قیامت همه دوستان به استثنای متقین، دشمن یكدیگرند. اصولاً لازمه دوستی متقابل این است كه یك طرف، طرف دیگر را به كارها و وظایفش كمك كند. اگر این كمك در غیر رضای خدا باشد، در حقیقت به بدبختی و شقاوت و عذاب دائمی آن طرف كمك كرده است. از همین رو قرآن نیز در حكایت گفتار ستمگران در قیامت فرموده كه: " یا وَیلـَتی لَیتَـنی لَمْ أَتَّخِذْ فـُلاناً خَلیلاً ."( سوره فرقان – آیه 28 ) ای كاش فلانی را دوست خود نگرفته بودم. بر خلاف دوستی های متقین كه دوستی مایه پیشرفت آنان در راه خداست و در روز قیامت هم به سود ایشان خواهد بود. در حدیثی از امام صادق علیه السلام این گونه می خوانیم: " مَنْ أَحَبَّ للهِ وَ أَبْغَضَ للهِ وَ أَعْطی للهِ عَزَّوَجَلَّ فَهُوَ مِمَّنْ كَمُلَ إیمانُه."( بحارالانوار ، ج 69 ، ص 238 ) كسی كه برای خدا دوست بدارد و برای خدا دشمن بدارد وبرای خدا ببخشد، از كسانی است كه ایمانش كامل شده. آن حضرت در حدیث دیگری می فرماید: از محكم ترین دستگیره های ایمان این است كه برای خدا دوست بداری و برای خدا ببخشی و برای خدا منع كنی. ادامه دارد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 مهر1387ساعت 6:20 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
كسي كه دنيا و آخرت از آن توست بر اويي كه از هر دو بي بهره است رحم كن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 مهر1387ساعت 10:26 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 مهر1387ساعت 8:16 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 مهر1387ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
نمیدونم تا حالا به یه پر دقت کردین چون نمیتونه خودشو اداره کنه همیشه اسیر دست تقدیره باده بعضی وقتا هم بازیچه دست بچه ها بعضی وقتا هم توی بالش زیر سرمونه بعضی وقتا هم ...........
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 مهر1387ساعت 1:15 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
برگرفته ازاینترنت |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 مهر1387ساعت 11:1 قبل از ظهر توسط خسته |
|
خدایم لابه لای توفان بود پسر نوح به خاستگاری دختر هابیل رفت. دختر هابیل جوابش كرد و گفت: نه ، هرگز ، همسری ام را سزاوار نیستی ؛ تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد.تو همانی كه بر كشتی سوار نشدی . خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را . به پدرت پشت كردی ، به پیمان و پیامش نیز.غرورت غرقت كرد. دیدی كه نه شنا به كارت آمد و نه بلندی كوه ها ! پسر نوح گفت : اما آن كه غرق می شود، خدا را خالصانه تر صدا می زند ، تا آنكه بر كشتی سوار است.من خدایم را لابه لای طوفان یافتم.، در دل مرگ و سهمگینی سیل. دختر هابیل گفت : ایمان، پیش از واقعه به كار می آید. در آن هول و هراسی كه تو گرفتار شدی ، هر كفری بدل به ایمان می شود.آن چه تو به آن رسیدی، ایمان به اختیار نبود ، پس گردنی خدا بود كه گردنت را شكست. پسر نوح گفت: آن ها كه بر كشتی سوارند، امنند و خدایی كجدار و مریض دارند كه به بادی ممكن است از دستشان برود.من اما آن غریفم كه به چنان خدای مهیبی رسیدم كه با چشمان بسته نیز می بینمش و با دستان بسته نیز لمسش می كنم.خدای من چنان خطیر است كه هیچ طوفانی آن را از كفم نمی برد. دختر هابیل گفت: باری، تو سركشی كردی و گناهكاری. گناهت هرگز بخشیده نخواهد شد. پسر نوح خندید و خندید و خندید و گفت:شاید آن كه جسارت عصیان دارد، شجاعت توبه نیز داشته باشد. شاید آن خدا كه مجال سركشی داد، فرصت بخشیده شدن هم داده باشد! دختر هابیل سكوت كرد وآنگاه گفت:، شاید پرهیزكاری من به ترس و تردید آغشته باشد، اما نام عصیان تو دلیری نبود دنیا كوتاه است و آدمی كوتاه تر. مجال آزمون و خطا نیست. پسر نوح گفت : به این درخت نگاه كن. به شاخه هایش. پیش از آنكه دست های درخت به نور برسند، پاهایش تاریكی را تجربه كرده اند.گاهی برای رسیدن به نور باید از تاریكی عبور كرد.گاهی برای رسیدن به خدا باید از پل گناه گذشت...من اینگونه به خدا رسیدم. راه من اما راه خوبی نیست. راه نور زیباتر است. راه تو مطمئن تر دختر هابیل! پسر نوح این را گفت و رفت. دختر هابیل تا دوردست ها تماشایش كرد و سال هاست كه منتظر است و سال هاست كه با خود می گوید: آیا همسریش را سزاوار بودم! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 11:15 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
سلام باز که این عکس آره حالا حالاها با این عکس کار دارم آخه کار دارم یه خبر دیدم امروز یه کم بهت زده شدم خیلی خوشحال شدم تو پوست خودم نگنجیدم یه جورایی از خوشحالی گریه کردم خوشحال شدم به خاطر این که آدمایی که نمی تونستن این خبرها واین صحنه هارو ببینن رفتن وناراحت از این که جزو آدمهایی هستم که می تونم این خبرها واین صحنه هارو ببینم وخوشحال باشم که جمهوری اسلامی صادرات نفتیه خودشو کم کرده ودر قبالش صادرات فرهنگیه خودشو زیاد کرده مثل این خبر وخبرهای تصویری وشنیداری که هر روز تو کوچه وخیابون شهرامون می بینیم ومی شنویم .تازه دارم معنی آدمایی که ایستادن وبه این عکس خیره شدن رو می فهمم و خودمو یکی از اونا می بینم فقط یه حرف با این عکسه دارم خوش به حالت
اینم خبر خوش صادرات غیر نفتیه جمهوری اسلامی ایران
گلشیفته فراهانی که اولین حضورش در سینما با فیلم درخت گلابی
شروع شد، با فیلم «مجموعه دروغ ها» به هالیوود رفت. عکس های
جدید او از مراسم پخش اختصاصی این فیلم در روز 14 مهر، 5 اکتبر
در نیویورک منتشر شد
فیلم بر مبنای کتابی به همین نام - نوشته دیوید ایگناتیوس یادداشت نویس
معروف روزنامه واشنگتن پست- ساخته شده است. این کتاب آوریل سال
دوهزار و هفت به بازار آمد و بلافاصله حقوق سینمایی آن توسط
کمپانی معروف برادران وارنر خریداری شد
رمان «مجموعه دروغ ها» مضمونی در ارتباط با مبارزه با تروریسم
دارد و داستان یک مامور سیا به نام راجر فریس است که برای پیدا
کردن یک تروریست مهم از سران القاعده به نام «سلیمان» به اردن می
رود. کتاب تا حدودی به نقد سیاست های مداخله گرایانه آمریکا می
پردازد و در مجموع اثر منتقدانه یی محسوب می شود
گلشیفته فراهانی ایفاگر نقش عایشه است در حالی که نقش نخست فیلم را
لئوناردو دی کاپریو بازی می کند و راسل کرو هم بازیگر نقش مهم
دیگری در فیلم است. فیلمبرداری فیلم سال گذشته آغاز شد و بخش های
مربوط به اردن در شهر رباط مراکش فیلمبرداری شده است. گفته می
شود بعد از انتخاب گلشیفته فراهانی برای بازی در فیلم سازندگان آن
تغییراتی در فیلمنامه اولیه انجام داده اند تا حضور فراهانی در فیلم با
موازین خاص حقوقی و قانونی کشور در تضاد نباشد.
گلشیفته در باره چگونگی انتخابش برای این نقش می گوید: یكی از
مسوولان كستینگ (مسوول هنرپیشهیابی) فیلم «بوتیك» را دیده بود و از
آن به بعد بهدنبال من میگشت، قبل از ملاقات با من چندین هنرپیشه از
خاورمیانه و غیره هم دیده بودند، یا اینكه فیلمهایی كه در آن بازی كرده
بودند را تماشا كرده بودند، حتی به من گفتند از هنرپیشههای زن ایران
نیز دو سه نفری را در نظر داشتند اما در ملاقاتی كه با شخص ریدلی
اسكات داشتیم، حس كردم كه انتخاب خود را كرد، بدون اینكه در همان
لحظه چیزی بگوید
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 مهر1387ساعت 10:15 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 مهر1387ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 مهر1387ساعت 8:56 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
خیره میشم به نگاهت می شینم کنار یادت یادگاری می نویسم توی دفتر خیالت می نویسم یاد من باش وقتی که بارون میباره می نویسم مهربون باش همیشه با فصل پاییز می نویسم که زمستون همیشه یاد بهاره خیره میشم به نگاهت می شینم کنار یادت مثل یک ماهی مرده توی برکه خیالت می بره جریان عشقت منو تا اعماق خیالت خیره میشم به نگاهت می شینم کنار یادت مگه میشه ، مگه میشه ؟به جون خودت نمیشه یاد تو پیر نمیشه ، کم نمیشه ،هیچ موقع از تو دلم پاک نمیشه خسته ۱۰/۷/۸۷ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 مهر1387ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 مهر1387ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|