![]() |
![]() |
|
| عقده گشایی یک ذهن خسته |
هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 مهر1387ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
فکر میکنم این مطلب تکراری باشه ولی باز بخونین خیلی با دقت تو نمي داني كه زنده ماندن دردناك ترين حادثه است؟ چه نابينايانند آنها كه اين شهر را شلوغ مي بينند و چه ساده لوح كه از جمعيت سخن ميگويند! سرشماري ميكنند و بعد شماره عجيبي از نفوس اعلام ميكنند و باور هم دارند. درست هم هست منتها صفرها را بيهوده به حساب مي آورند. صفر صفر است هر كجا كه قرار گيرد. كو جمعيت؟ چگونه از اين همه خالي بودن اين همه بي كسي اين همه خلوت به وحشت نمي افتند؟ كو كسي؟ چه خوشبخت است آنكه كسي را دوست مي دارد. عشق مي ورزد. او روي زمين در ميان اين كوچه و بازار انبوه سايه هايي كه چون اشباح خالي ميگذرند يكي را مي بيند .احساس مي كند كه در ميان اين خلوت خالي يكي وجود دارد هر جا او نيست كسي نيست هيچ كس را نمي بيند تنهايي است و خلوت و تعطيل! هر جا او هست جمعي هست شلوغ و بيا برو. در اين كوير خلوت سايه دهي و صداي پاي آدميزادي را مي بيند و مي شنود
زنده یاد دکتر علی شریعتی روحش شاد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 مهر1387ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 مهر1387ساعت 11:24 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 مهر1387ساعت 10:53 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
لحظه های کاغذیخسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری www.khaste.dom.ir شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری www.khaste.dom.ir لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن www.khaste.dom.ir خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری www.khaste.dom.ir آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین www.khaste.dom.ir سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری www.khaste.dom.ir با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته www.khaste.dom.ir خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری www.khaste.dom.ir صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیده www.khaste.dom.ir خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری www.khaste.dom.ir عصر جدول های خالی ، پارکهای این حوالی www.khaste.dom.ir پرسه های بی خیالی ، نیمکت های خماری www.khaste.dom.ir رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم : www.khaste.dom.ir شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری www.khaste.dom.ir عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها www.khaste.dom.ir خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری www.khaste.dom.ir روی میز خالی من ، صفحه ی باز حوادث www.khaste.dom.ir در ستون تسلیت ها ، نامی از ما یادگاری قیصر امین پور روحش شاد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 مهر1387ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط خسته |
|
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 مهر1387ساعت 6:6 بعد از ظهر توسط خسته |
|
خرسند شدیم از این که امروز
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
سلام یکی از دوستان خوبم با تئاتری در جشنواره تئاترپلاک سرخ شرکت کرده وظیفه خودم دونستم کاری هر چند کوچک انجام بدم واین تئاتر وجشنواره رو به دوستان معرفی کنم موضوع: مذهبی دفاع مقدس صحنه نمایش: فضای پارک چکیده: کش وقوس ها وباید ها ونبایدها بین چند نوجوان بر سر کمک به یک نوجوان ارمنی که به واسطه شیمیایی شدن پدرش در جنگ ایران وعراق دچار مشکلی سخت در بدن شده است . یاد آوری: امید به خدا" ناگفته هایی از درون جنگ وعنایات حضرت رضا(ع) از زبان نوجوانان محتوایی است که مخاطب را به درون قصه می کشد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 10:47 قبل از ظهر توسط خسته |
|
سلام داري ميري ؟ نميشه يه كم ديگه پيشم بموني ؟ آخه ... آخه ... من هنوز دوست دارم تو بغلت بمونم هنوز دوست دارم دستم تو دستات باشه نرو ديگه راستي ببينم اگه بري كي بر ميگردي؟ واي تا يه سال ديگه بر نميگردي ؟ اين كه خيلي بده ببين اگه بري من بازم آدم بدي ميشما اگه بري دلم برات خيلي تنگ ميشه خيلي براي شبهايي كه با هم بوديم براي سحرهاي پر رمزو رازت برا ي روزه كله گنجيشكي بچه كوچولوها ببين اگه بري يعني ، يعني ... ديگه خبري از سفره افطار نيست ؟ كاش مي شد نري آخه تازه به هم عادت كرده بوديم باشه حالا كه ميخواي بري برو ولي... اگه بري باز ميرم تو كما ي گناه باز توي روز مرگي اين دنيا غرق ميشم باز يادم ميره يه نفر اون بالا دو چشمي كه نه با چشم همه فرشته هاش مواظبمه عيب نداره برو به قول يه بنده خدايي هر اومدني يه رفتني داره ولي... ولي... چجوري خاطره شب پانزدهمتو فراموش كنم؟ خودت بگو چجوري واي كه دلم برا شباي قدر يه ذره ميشه بزار حالا كه داري ميري محكم تو آغوش بگيرمت ميخوام گرماي وجودت تا سال ديگه كه ميايي توي تنم بمونه تو هم برام دعا كن سال ديگه كه ديدمت بتونم تو صورتت نگاه كنم راستي يادت نره سلام منو به خدا وهمه فرشته هاش برسون خدا حافظ ماه خوشگل خدا رمضان خسته 25رمضان سال 1387
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 مهر1387ساعت 1:28 بعد از ظهر توسط خسته |
|
گوش بسپار! چههياهويي است درآسمان وزمين! صداي بال فرشتهها را ميشنوي؟ با چه سرعتي آماده بازگشت ميشوند. مهماني به آخر رسيده و ميزبانان آسماني مي روند تا تولد دوباره آنان را كه در ماه بخشش و مغفرت از پوسته گناه به درآمدهاند به عرش نشينان بدهند. دوباره زمين ميماند و زمينيان.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 مهر1387ساعت 12:41 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|