![]() |
![]() |
|
| عقده گشایی یک ذهن خسته |
گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم گر خوار چون خارم کنی ای گل بدان خواری خوشم والا ترین گوهرتویی داروی جان پرور تویی درمان دردم گر تویی درکنج بیماری خوشم آید گر از غم, جان به لب کی آیدم افغان به لب؟ با هر چه خواهد یار من درعالم یاری خوشم ای بهترین غمخوار دل ای محرم اسرار دل خواهی اگر آزار دل با آن دل آزاری خوشم روزی اگر کامم دهی یا آنکه دشنامم دهی با این خوشم با آن خوشم با هر چه خوش داری خوشم گر وصل و گر هجران بود گر درد وگر درمان بود شاد و خوشم با این وآن آری خوشم؛آری خوشم با هرچه خوش داری خوشم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 تیر1387ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
تا سر از تخم برآورده شکسته نفس است
او گرفتار نوای خوش بیدادرس است
ناله مرغ گرفتار درون قفس است
این جهان در خور آزادی زاغ ومگس است
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 9:51 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
داد رسی نیست در این بزم شراب؟ شاکیم از طعم تلخ باده بزم شراب همنفسی نیست در این شهر خراب؟ شاکیم از مردم بی عشق ناخورده شراب مرحمی نیست در این شهر خراب ؟ شاکیم از سوزش زخم دوری یار غمگساری نیست در این عصر گناه ؟ شاکیم از بی حاصلیه کار ثواب ایزدی نیست در این بحر سراب؟ خسته ام از محکمه عشق و قاضی و بزم شراب
خسته ۴/۳/۸۷ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 7:49 بعد از ظهر توسط خسته |
|
|
تاج از فرق فلك برداشتن در بهشت آرزو ره يافتن روز در انواع نعمت ها و ناز صبح، از بام جهان چون آفتاب شامگه ، چون ماه رويا آفرين چون صبا در مزرع سبز فلك حشمت و جاه سليمان يافتن تا ابد در اوج قدرت زيستن بر تو ارزاني كه ما را خوشتر است
شعر از فریدون مشیری
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 تیر1387ساعت 9:0 قبل از ظهر توسط خسته |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|